( واقعه ) سلطان اعظم سنجر با جمله لشكر پانزده روز اينجا نزول كرد ميان خسروجرد و قصبه وقتى كه بمصاف قراجه مىرفت ، روز يكشنبه يازدهم « 1 » صفر سنة ست و عشرين و خمسمائة « 2 » اينجا رسيد و مقام كرد تا يكشنبه بيست و پنجم صفر ، و تركان خاتون روزى بضيافت * سديد الدين مسعود مختار رفت و روزى بضيافت « 3 » جمال الدين حسين بيهقى رفت .
( واقعه ) ملك ارسلان ارغو و برادرش جلال الدين بورى برس اينجا رسيدند هر يكى جداگانه فى سنة سبع و فى سنة ثمان و ثمانين و اربعمائة .
( واقعه ) امير قزل سارغ « 4 » از محاربهء اهل نيشابور بازگشت يوم الثلثاء منتصف محرم سنة تسع و ثمانين و اربعمائة ، بجانب جوين رفت و از جوين ببيهق آمد و ده روز اينجا مقام ساخت ، و محاربه مىرفت ، اما مردمان را زيادت رنجى نرسيد ، آنگاه بجرجان رفت ، آنجا از اميرزاد حبشى بن التونتاق « 5 » هزيمت شد ، ابو المعالى « 6 » قومسى درين باب قصيدهء گويد كه « 7 »
براهيخت شمشير شاه مظفر * بجنگ قزل سارغ « 8 » اللّه اكبر
وقايعى كه [ در ] قديم افتاده است « 9 »
فرود آمدن امير خراسان نصر بن سيار در وقت هزيمت بر در قصبه ، و آمدن حميد قحطبه از جهت « 10 » امير آل محمد ابو مسلم بر اثر وى ، و گريختن نصر ، و خلق بسيار از لشكر نصر كشته آمد در آخر عهد بنى امية و اول عهد بنى العباس در موضعى كه آن را اشتر سراى خوانند .
* ( واقعه ) فترتى افتاد از گذر غلامان اجلى « 11 » بعد از قتل وى فى شهور سنة اربع و ثلاثين و خمسمائه ، و قتل امير اجل جوهر در شوال اين سال بود .
( واقعه و خبر ) خصومتى افتاد ميان اهل خسروجرد و قصبه از جهت رؤيت
هامش
( 1 ) نص ، پانزدهم .
( 2 ) ضا .
( 3 ) از نشان ستاره تا اينجا از « نص » افتاده است .
( 4 ) نص ، غزل سارغ .
( 5 ) در جهانگشاى جوينى نام اين شخص داد بيك حبشى بن التونتاق ضبط شده است .
( 6 ) بو المعالى .
( 7 ) سا .
( 8 ) غزل سارغ .
( 9 ) افتاده است درين ناحيت
( 10 ) از بهر .
( 11 ) اجل .