فثم فضل اللّه سبحانه * و ههنا « 1 » فضل ابى الفضل
و توفى ذلك الامام الكامل * قدس اللّه روحه و غفر له « 2 » يوم الثلثاء الثامن عشر من محرم سنة اربع و اربعين و خمسمائة ، و در مرض موت به من نامهء نوشت « 3 » در آخر نامه نوشته كه « 4 »
مانند يكى جامم آزرده بدست * ناگه شنوى خبر كه آن جام شكست
من اين معنى در قطعهء بيان كردم و گفتم
ايا مسعود انك قلت يوما * اعيش و عذب ايامى اجاج
و دائى صار مقرونا « 5 » بشيبى * و داء الشيب ليس له علاج
و يشبهنى زجاج فيه صدع * ستسمع ان قد انكسر الزجاج
و مرض موت او جرب مثانه بود با وجعى ناخس ، چنين شنيدم كه در وقت سكرات لفظ اللّه برد و ناخن خويش نوشته بود « 6 » و در آن مىنگريست تا جان بقابض الارواح تسليم كرد ، و يكى از فضلا در مرض موت نزديك وى رفته بود « 7 » و ادب مسائلة العليل بجاى آورده ، اين امام رحمه اللّه گفته بود كه خوش سفرى در پيش دارم ، بعالمى مىروم كه آنجا ظلم نيست ، لا ظلم اليوم ، هراس من از عدل است و اميد بفضل است ، و عالمى را « 8 » وداع مىكنم كه بيم از ظلم است و بعدل و فضل هيچ اميد نيست ، اگر هيچ نيست نه مرجع و مآب من با رب العزة است ، اللهم حقق امله و اصلح عمله و اغفر له و لنا برحمتك يا ارحم الراحمين ، و او در ادب اختلاف به امام الحسن الغازى داشته بود و در فقه به فرزند او شمس الائمة ابو القاسم اسماعيل ، آنگاه به امام حجة الاسلام محمد غزالى ، آنگاه به پدر من شمس الاسلام رحمهم اللّه .
الامام جمال الاسلام الحسين بن ابى العباس محمد بن الحسن الفوران
اين امام حسين فوران از شاگردان امام ابو محمد جوينى پدر امام الحرمين بود ، و از فرزندان الحسين بن فوران النيشابورى بود ، كه روايت كند از عيسى بن
هامش
( 1 ) نص ، فهبهنا .
( 2 ) غفر اللّه له .
( 3 ) نبشت .
( 4 ) نوشته بود كه .
( 5 ) نص ، مقرون .
( 6 ) نبشته بود .
( 7 ) نزديك او شده بود .
( 8 ) نص ، عالمى را .