با وجود عدم توبت ، عفو الهى را محتمل مىشمردند . « 1 » و هم ازين روست كه اكثر شعراى دورهء عباسى در لهو و لذات و باده و معاشرت با زنان و امردان فرورفتند ، و بمذهب ارجاء تكيهء خود را بر عفو خداوندى نمودند .
مثلا ابو نواس بزرگترين شاعر بزمى عرب ( حدود 150 ه ) كه او را شاعر خمريات ناميدهاند ، و عمرى را در عيش و نشاط و لذت بسر برده و مجاهر بفسق و فجور بود « 2 » ميگفت :
ايها الغافل المقيم على الله * و و لا عذر فى المقام لساه
لا باعمالنا نطيق خلاصا * يوم تبد و السماء فوق الجباه
غير انى على الاساءة و الستف * ريط ، راج لحسن عفو اللّه « 3 »
يعنى : « اى غافل كه بر لهو ايستادهيى ! و عذرى را نمىآرى ! ما نميتوانيم بوسيلهء اعمال خود ، در روز حشر نجات يابيم ، جز اينكه با وجود تفريط و بديها به حسن عفو خداوندى سخت اميدوارم » .
اين گونه منطق ادبى در بين خراسانيان با نشر عقائد ارجاء و مذهب متسامح حنفى رواج يافت و جزو مهم شاعرى درى گرديد ، كه اثر آن در ادب قرنهاى بعدى نيك آشكاراست .
در تفسير صوفيانه آيه
« ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
وارد است كه درين آيه خداوند به ياد بنده ميدهد تا بنده گويد : غرنى بك كرمك و لولا كرمك ما فعلت ، لانك رأيت فسترت و قدرت فامهلت :
يقول مولاى : اما تستحى * مما ارى من سوء افعالك ؟
فقلت : يا مولاى رفقا ، فقد * افسدنى كثرت افضالك ! « 4 »
هامش
( 1 ) - در همين فصل در شرح فقه و مدرسه ، فكرى امام ابو حنيفه شرحى دربارهء مرجئه دادهايم به آن رجوع فرماييد .
( 2 ) - بروكلمان 2 / 28 بحوالت اشعار خود او
( 3 ) - ضحى الاسلام 3 / 329
( 4 ) - كشف الاسرار ميبذى 10 / 408 طبع تهران 1339 ش