گرديزى گويد : « اما بهار جشن كه او را « ركوب كوسج » گويند . . . و اندرين روز مردى كوسه را بر خر نشاندندى ، جامه غليله ( آستر زير زره ) پوشيد ، و دستار خويش اندر سر بسته ، و باد بيزن برداشته ، خود را باد همىكردى . . . و اشارت كردى مردمان را كه سرما گذشت و گرما آمد . « 1 » اين مرد كوسه را كه بر استرى سوار بودى ، جوز و سير و گوشت و خوردنيها و نوشابههاى گرم دافع سرما خوراندندى ، و درين روز برو آب افشاندندى ، ولى او باد بيزن زدى و به آواز بلند گفتى : گرما ، گرما ! و مردم درين عيد طرب و خوشى كردندى . » « 2 »
12 / خرم روز :
بتاريخ اول ماه دى ( خور ماه ) جشن خرم روز بود ، كه اين ماه دى بنزديك مغان ماه خدايست و روز اول آن را هم بنام هرمزد ( خداى حكيم ) دانند ، و اين روز را سخت مبارك دارند ، و « نود روز » نيز گويندش ، كه ازين روز تا نود روز نوروز باشد . « 3 »
در جشن خرم روز ، پادشاه از تخت شاهى پايين مىآمد ، و جامههاى سپيد مىپوشيد ، و با مردم در بيابان بر فرش سپيد مىنشست ، و بدون حاجب و طنطنهء شاهى با مردم در كارهاى ايشان سخن ميگفت ، و با كشاورزان و دهقانان گپ ميزد ، و نان مىخورد ، و بايشان ميگفت : امروز من مانند شما و برادرتان هستم ، زيرا قوام دنيا بر عمرانيست كه اكنون بدست شما انجام مىشود ( يعنى زراعت ) و اين عمران هم بر حكومت موقوفست ، كه يكى از ديگر بىنياز شده نمىتواند . چون چنين است :
پس ما و شما باهم برادر بجان برابريم مانند اوشهنگ و ويكرد . « 4 »
هامش
( 1 ) - زين باب 22
( 2 ) - مروج الذهب 2 / 106
( 3 ) - زين باب 22
( 4 ) - آثار 225 ، بقول كريستن سين ويكرد سومين برادر هوشنگ همانست كه وايكرتهVAEKERETAيعنى سرزمين قندهار به دو منسوبست و بموجب فصل نخستين ونديداد اين سرزمين هفتمين كشوريست كه اهوره مزدا خلق كرد ( حماسهسرايى در ايران 383 )