تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
محصور چهارگوشى بود كه به وسيلهء يك « درگاهى » با كوچه مرتبط مىگشت و خانه « شيخ محمّد حسن ملك » در غرب آن واقع بود . اين خانه قبلا به بانويى تعلّق داشته به نام « حاجى آمنه » از اينرو ميدانى را هم به نام او مىخواندند .
13 - 3 - ميدانى حيدرى ( ميدانى هيدرى
meydoni heydari
) : در يكى از كوچه‌هاى فرعى شمالى كوچهء بزرگ پايين شهر كه شيبى نسبتا تند داشت - در بين دو پيچ - يك ميدانى كوچك بود كه خانه‌هاى اعضاء خانوادهء حيدرى ( كربلايى حيدر ) در اطراف و نزديك آن بود و ميدانى به نام آنان « حيدرى » خوانده مىشد .
14 - 3 - ميدان دم دروازه ( ميدن دم دروازه
meydon dame darvaze
) : در ميانه‌هاى محلّهء « دم دروازه » ميدان بزرگى وجود داشت كه دروازهء قديم شرق شهر در نزديك آن بوده است ازينرو به آن « ميدان دم دروازه » مىگفتند . اين ميدان چهارگوش بود و در ميان آن يك درخت نارون وجود داشت . « محلّهء رنگرزان » در شمال و « محلّه برزگران » در جنوب غربى آن واقع بود .
15 - 3 - ميدان دم قبرستان ( ميدن دم قبرستا [ ن ]
meydon dame qabresto [ n ]
) : در شمال « رود » و در غرب « مصلّا » كوچه‌اى اريب و پهن وجود داشت - و هنوز دارد - كه به قبرستان كهنه مىرفت . در آغاز اين كوچه ( بين رود و قبرستان ) فضاى بازى بود كه بسيارى از روستاييان تره‌بار و ميوه‌هاى خود را براى فروش در آنجا عرضه مىكردند و در اين اواخر شهردارى هم بر آن نظارت مىكرد و در حقيقت ميدان تره‌بار و ميوهء شهر بود .
16 - 3 - ميدان زودباش ( ميدن زودباش
meydon zud bas
) : در شرق گاراژ زودباش و در مقابل در ورودى آن - در كنارهء جنوبى شرق « رود » - ميدان مانندى بود كه به نام آن گاراژ معروف شده بود و آن را « ميدان زودباش » مىگفتند .
17 - 3 - ميدان سادسى ( ميدن سادسى
meydon sadesi
) : در اواخر كوچهء پايين شهر و نزديك حمّام مردانهء آن محل - در شمال خانهء مسكونى « ميرزا اسد اللّه سادسى » - كوچه پهن مىشد و ميدانى كوچكى پديد آمده بود كه يك دكّان در شرق آن و يك دكّان در شمالش - بر بالاى سكّويى تخت مانند - ساخته بودند . چون اين ميدان يا ميدانى در شمال خانهء « سادسى » بود به نام اين شخص معروف شده بود .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 94 | جمال رضايى