معروف شده بود - فضاى باز و درازى بود كه شباهت به ميدان داشت و آن را هم به همين نام مىخواندند .
26 - 3 - ميدان لب جوى گسكى ( ميدن لوّ جو گسكى
meydon low ju gaski
) :
در شرق و روبروى در ورودى مسجد بزرگ و معروف « گسكى » ( آيتى ) و در شمال مسجد بسيار كوچك آن محلّ ، ميدان كوچكى بود كه در ميان آن حوض مانندى وجود داشت و آب قصبه از آنجا مىگذشت و مردم براى وضو گرفتن از آن استفاده مىكردند . اين ميدان را به نام آن مسجد مىناميدند . در ميان اين ميدان يك درخت نارون وجود داشت كه بعد خشك شد .
اين ميدان در خيابان رفته است .
27 - 3 - ميدان ملك ( ميدن ملك
meydon malek
) :
در اوايل بازار و نزديك كاروانسراى حاجى محمّد جعفر ميدانى كوچكى بود كه در اطراف آن چند دكّان وجود داشت و چون يك وقت تجارتخانهء « حاجى ملك » ( ملك التجّار ) در آن واقع بوده به اين نام معروف شده بود .
28 - 3 - ميدانى ميرحسن خان ( ميدانى ميرسن خان
meydoni miresan xan
) :
در ابتداى آخرين كوچهاى كه از غرب كوچهء بزرگ خواجهها منشعب مىشد و اريب به سوى شمال مىرفت - درست روبروى « ميدان بىبىعروس » - ميدانى كوچكى ايجاد شده بود .
چون منزل « ميرحسن خان » در نزديك آن بوده به اين نام معروف شده بود . گاهى اين ميدانى را هم به نام « بىبىعروس » مىخواندند .
29 - 3 - ميدان هنگ ( ميدن هنگ
meydon hang
) :
در شمال و مقابل در ورودى پادگان نظامى آن روز ( ادارهء قشونى قديم و هنگ 15 سوار بعد ) فضاى باز و بزرگى بود كه بسيارى از مراسم نظامى و جشنهاى ارتش ( قشون ) در آنجا اجرا مىگشت و تنها زمينى بود كه مىتوانست در آن فوتبال بازى كرد و مسابقات فوتبال هم در آن برگزار مىشد . اين ميدان را در قديم « ميدان قشونى » و بعدها « ميدان هنگ » مىگفتند .
يادداشت - پس از احداث دو خيابان « برق » ( منتظرى ) و « كشمان » ( طالقانى ) . در نقاط تلاقى اين دو خيابان با خيابان نزارى دو « فلكه » ايجاد شد كه شمالى را « فلكهء نزارى » « 1 » و جنوبى را
هامش
( 1 ) . اين فلكه را مردم به استهزاء « فلكهء چكنم » ؟ مىناميدند . چون در آن هنگام هيچ تفرّجگاهى در بيرجند نبود و