تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١

فصل سه آوازها

واژهء " آواز " در گويش بيرجند " ااواز
avaz
" فراگو مىشود و مانند زبان فارسى به معنى غنا ، خنيا ، صوت حسن و . . . . . . به‌كار مىرود و گاه به آن " ااوازه
avaze
" ( - آوازه ) نيز مىگويند . " آوازخوانى " يا " آوازه‌خوانى " يعنى خواندن شعر و سرود با صداى خوش و آهنگ خاصّ . " آواز " معمولا جنبهء غنايى دارد و بيشتر براى بيان احساسات و عواطف و به منظور تغنّى و خنياگرى و به قصد ايجاد شور و شادى و آرامش و . . . خوانده مىشود . « 1 » " آواز " به اين معنى در زمان پژوهش ما شامل انواعى بود ولى اين انواع تنها اختصاص به بيرجند نداشت و كمابيش در سراسر ايران‌زمين و ميان فارسىزبانان شناخته و معمول بود چنان كه اكنون هم هست . اين انواع كه بستگى به " نوع " ، " قالب " ، " وزن " ، " آهنگ " ، و معانى اشعار و كاربرد سروده‌ها داشتند عبارت بودند از :

1 - دوبيتىخوانى :

دربارهء اين نوع شعر يعنى " دوبيتى " - در چند صفحه پيش - آنچه در حدّ اين نوشتار بود آورديم و گفتيم كه اين نوع شعر رايج‌ترين شعر غنايى در ميان عامّهء ايرانيان - و از جمله مردم بيرجند - بوده و مىباشد و بيشترين اشعارى كه تودهء مردم به " آواز " مىخواندند و هنوز هم مىخوانند " دوبيتى " و گاه " رباعى " است . در زمان پژوهش ما " دوبيتى " ها و " رباعى " را در بيرجند با الحان و آهنگهاى مختلف
هامش
( 1 ) . اشعار و سروده‌هايى كه در نيايشها و آيين‌هاى مذهبى و عزادارىها و مناجات‌ها و چاووشىها و امثال آنها با آهنگ و به آواز خوانده مىشوند گرچه از نظر موسيقايى در شمار " آوازها " مىآيند ولى " مقولهء " خاصّى هستند كه بايد مستقلا و جداگانه مورد بررسى قرار گيرند و خواهند گرفت .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 591 | جمال رضايى