" تنبيه " او يا " بازى " تمام مىشد و دور ديگر آغاز مىگشت و گرنه همين برنامه ادامه مىيافت تا وقتى كه همه خسته مىشدند و يا حركت انگشت او با حركت انگشت " استاد " مطابق مىافتاد .
در برخى از محلّهها - از آن جمله در پايين شهر - گاهى به جاى " اسل لولو " " اسل لىلى " هم مىگفتند و يا يك بار در ميان يكى از اين دو را بر زبان مىآوردند . از اين تنبيه كه در جاى خود يك بازى مستقلّ به حساب مىآمد مانند يك بازى نيز استفاده مىكردند . در اين صورت نخست بچّهها يكى را از ميان خود به عنوان " استاد " برمىگزيدند و براى انتخاب بچّهاى كه مىبايست در وسط " داو " مى " خسبيد " ، استاد از خودش شروع مىكرد و تا بيست مىشمرد .
شماره بيست به هركس مىرسيد او را وسط " داو " مى " خسباندند " و بازى را به ترتيبى كه گذشت اجرا مىكردند . اين بازى ويژهء پسر بچّهها بود .
15 - انّىانّى
onni onni
( انّى انّى ) :
اين بازى كه ويژهء دختربچّهها بود اصلا بيرجندى نيست و از راه دبستانها رواج يافته بود .
ترتيب بازى اين بود كه چند بچّه دايرهوار مىايستادند و بزرگترين يا زرنگترينشان به عنوان " استاد " و سردسته انتخاب مىشد و بازى را آغاز مىكرد و كلماتى موزون ولى نامفهوم با واژههايى بىمعنى كه ويژهء اين بازى بود با آهنگى ضربى بر زبان مىراند و هر كلمه را كه ادا مىكرد با دست راستش آرام به سينهء يكى از بچّهها مىزد . او اين كار را از نخستين بچّهء دست راستى خود آغاز مىكرد و به پيش مىرفت . سروده اينست :
انّى انّى گفتانى
onni onni goftani
چ را پرفتانى
ce ro proftani
ادكن ادكن
odkon odkon
پاريز تف
pariz tof
هر بچّه كه آخرين كلمه يعنى " تف " به او مىرسيد از دايره بيرون مىرفت و " استاد " با همان ترتيب و كلمات بازى را ادامه مىداد تا وقتى كه بجز خودش تنها يكى از بچّهها باقى مىماند ، آن بچّه برنده اين بازى بود و به لقب " گرگ " " ملقّب " مىشد و بچّههاى ديگر همه فرار مىكردند و او مىبايست آنها را يكىيكى مىگرفت و به جايگاه بازى مىآورد . بچّهاى كه " گرگ " نمىتوانست او را بگيرد برندهء بازى بود و در دور بعدى " استاد " مىشد .
از سرودهء " انّىانّى " گاهى براى انتخاب نفرى كه بازى را مىبايست شروع مىكرد هم