تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
اى سرا از كن ايوا د بلن
i sera az kene eyvo da bolan
: اين سرا از كيست ايوان در بلند . ما تما دارم يا كلّى قن
ma tama darem ya kalleye qan
: ما طمع داريم يك كلّهء قند . * * * اى سرا از كن هوز پر گلوّ
i sera az kene howze por golow
: اين سرا از كيست ، حوض پرگلاب . ما تما دارم يا قاب پلو
ma tama darem ya qabe palow
: ما طمع داريم يك قاب پلو . * * * اى سرا از كن دالانه دراز
i sera az kene dalone deraz
: اين سرا از كيست دالانه دراز . ما تما دارم پشقاب پياز
ma tama darem posqabe peyaz
: ما طمع دارم بشقاب پياز . * * * اى سرا از كن خش‌خش ميايه
i sera az kene xesxes meyaye
: اين سرا از كيست خش‌خش مىآيد . تبق پسته و كشمش ميايه
tabaqe peste vo kesmes meyaye
: طبق پسته و كشمش مىآيد . * * * اى سرا از كن رو ور قبرستا
i sera az kene ru var qabresto
: اين سرا از كيست رو به قبرستان . پدر ما گفته بروّ پولار بستا
podor mo gofte borow pulor besto
: پدر من گفته برو پول‌ها را بستان . * * * اى سرا از كن چا ور كندين
i sera az kene ca var kandeyan
: اين سرا ز كيست چاه كنده‌اند . دشمنانى ر مارا بكندين
dosmanonir maro bekandeyan
: دشمنان آنان را مارها گزيده‌اند . * * * اگر در مدتى كه " رمضانىها " اين اشعار را مىخواندند صاحبخانه چيزيى به آنها مىداد تشكّر مىكردند و مىرفتند و گرنه پس از خواندن اين ابيات درنگ كوتاهى مىكردند و دوباره شروع مىنمودند : آى . . . در بالاخانه
aye . . . dar balaxone
: آقاى . . . در بالاخانه . كتاب ليلى مجنون مخانه
ketabe leyliyo majnun mexone
: كتاب ليلى و مجنون مىخواند . * * * كتاب ليلى پر نقش نگار
ketabe leyli por naqso negar
: كتاب ليلى پر نقش و نگار . كبوتر با كبوتر قرّه زده فسل بهار
kabutar ba kabutr qorezade fasle bohar
: كبوتر با كبوتر غرّه زده فصل بهار . * * * باز مكث كوتاهى مىكردند و استاد مىخواند : ااقا يا دانى ما هوده شدم
aqayo doney ma hode sedem
: آقايان بدانيد ما هوده شديم . پاى ديوال شما بوده شدم
paye dival sema pude sedem
: پاى ديوار شما پوسيده شديم . * * *
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 491 | جمال رضايى