و تشريفاتى از آن استفاده مىشد .
2 - 8 - قميس
qamis
( قميص ) :
واژهء « قميص » عربى و اصلا به معنى پيراهن ( بويژه پيراهن پنبهاى ) است ولى در گويش بيرجند به معنى « چلوار » بهكار مىرود . در آن هنگام از انواع ضخيم چلوار سفيد چادرى مىدوختند كه به آن « چادر قميص » ( چادر قميس
cader qamis
) مىگفتند . اين چادر جلوباز بود و دامنى گشاد و گسترده داشت و در انتهاى آن « عطف » و « سجافى » مىدوختند كه در گويش بيرجند « افد
afd
» فراگو مىشد . اين چادر را بيشتر در خارج از خانه به سر مىكردند و سرانداز طبقات متوسّط جامعه بود . اين چادر امروزه متروك شده است .
3 - 8 - چت
cet
( چيت ) :
از چيت بويژه انواع نازك و گلدار آن چادرى مىدوختند كه سبك و راحت و جلوباز بود و چون در هنگام خواندن نماز از آن استفاده مىكردند به « چادر نماز
cader namaz
» معروف بود و هست . بعلاوه چون جنس پارچهء آن چيت بود ، بيشتر به آن « چادر چت
cader cet
» گفته مىشد . استفاده از اين چادر هنوز بسيار معمول است .
4 - 8 مجلسى
majlesi
( مجلسى ) :
چادرهاى مجلسى را از پارچههاى نسبتا نازك و گرانقيمت مىدوختند مانند تور ، زرى نازك ، حرير ، گلابريشمى و . . . و از آنها در مجالس جشن بويژه عروسىها استفاده مىكردند و يا هنگامى كه زنى با چادر عبايى به خانهء كسى يا مجلسى مىرفت يكى از اين چادرها را به وى مىدادند و از او خواهش مىكردند كه چادر خود را عوض كند و راحت شود و به اصطلاح « سر خود را سبك كند » . اين چادرها جنبهء اشرافى داشت و هر كدبانوى متشخّص تعدادى از آنها در اختيار داشت كه نمودار تشخّص او بود .
9 - چرقت
car qat
( چارقد / چهارقد ) :
پارچهء نازك چهارگوشى است كه آن را به شكل مثلّث تا مىزدند و بر سر مىانداختند و در زير گلو آن را با سنجاقى مىبستند كه از سرشان نيفتد . چارقد از پارچههاى ساده و گلدار ، ارزان يا قيمتى و به رنگهاى مختلف تهيه مىشد . معمولىترين آنها از پارچهء سفيد و گاه سياه بود .
10 - دسمال / دسمال سر
dasmal / dasmale sar
( دستمال / دستمال سر ) :
« دستمال » پارچهاى بود نازك و چهارگوش ، نخى و يا ابريشمى و معمولى يا زينتى كه آن را