تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كه به « قديفى ملّه
qadifey malle
» معروف بود . « قديفى ملّه » بيشتر سرانداز زنان روستايى و كارگران و طبقات كم‌بضاعت بود و مردان روستايى نيز در مواقع بارندگى آن را مانند بارانى به كار مىبردند . در بيرجند به نخ پنبه‌اى كارخانه‌اى ( ريسمان ) « رس
res
» ( ريس ) مىگفتند و مىگويند و « قديفه » هايى كه از اين نوع نخ بافته مىشد و مىشود را « قديفىرسى
qadifey resi
» مىناميدند و مىنامند و از آنها به عنوان حوله حمّام و يا روانداز ( شمد ) استفاده مىكردند و مىكنند .
18 - كردى [ ن ]
kordi [ n ]
( كرته / قرطه ) : « كردى [ ن ] » تلفّظ گويشى واژه « كرته » فارسى است و آن نوعى نيم‌تنه نازك زينتى بود كه از پارچه‌هاى فاخر دوخته مىشد و آن را روى پيراهن مىپوشيدند . اين نيم‌تنه نازك آستينهاى بلند با سرآستينهاى نوك‌تيز داشت كه از روى مچ آن را تا مىزدند و به جاى دكمه « گوىانگله » هايى داشت كه در صورت لزوم آنها را مىبستند . اين واژه را كه معرّب آن « قرطه » و « قرطق » است فرهنگ‌نامه‌ها به معنى پيراهن ضبط كرده‌اند .
19 - كوسه
kuse
: « كوسه » بافته‌اى بود چهارگوش مانند « برد » از پشم ولى بسيار لطيف و گرانبها و در چهار گوشه آن چهار « بتّه جقّه » ديده مىشد . « كوسه » سراندازى بود لطيف ، گرم و فاخر كه اختصاص به طبقات مرفّه و متعيّن داشت .
20 - كيش
kis
( كيش / خيش ) : « كيش » سراندازى بود پارچه‌اى و مستطيل مانند « قديفه » و « كوسه » كه بيشتر به جاى چادر از آن استفاده مىكردند . اين سرانداز انواع نخى ، پشمى و ابريشمى و رنگهاى مختلف و گاه آميخته داشت ، « كيش » از « قديفه » مرغوب‌تر و از « كوسه » پست‌تر بود ولى انواع پشمى و ابريشمى آن جزء پوشاك‌هاى فاخر به‌شمار مىرفت و ويژهء توانگران بود .
21 - يل
yal
( يل ) : نوعى « نيم‌تنه » يا « كت » و « ژاكت » زنانه بود كه معمولا از پارچه‌هاى كلفت‌تر دوخته مىشد و آن را روى پيراهن مىپوشيدند . يل مانند كت آستين داشت و گاه از پارچه‌هاى گران و زينتى مانند فاستونى و مخمل دوخته مىشد و در شمار جامه‌هاى فاخر بود .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 431 | جمال رضايى