آن را روى لباس خود مىپوشيدند . استفاده از اين بالاپوش متروك شده است .
28 - لنگته
lengete
( لنگوته ) :
اين واژه در گويش بيرجند « لنگوته
lengute
» هم فراگو مىشود و آن « شالى » است ارزان قيمت كه طبقات كمبضاعت مانند دستار به دور سر و يا مانند شال كمر به دور كمر خود مىپيچند .
اين « شال » به رنگهاى مختلف تهيّه مىشود و از رنگ سياه و سبز آن معمولا سادات استفاده مىنمايند .
29 - مچپچ
moc pec
( مچپيچ ) :
پارچهاى نسبتا كلفت و محكم و مقاوم به عرض تقريبى پنج سانتىمتر كه آن را به دور مچ دست مىپيچند تا مچ را از دررفتگى و آسيبهاى ديگر حفظ كند . معمولا بنّايان و كارگرانى كه كارهاى دستى سنگين مىكنند از آن استفاده مىنمايند .
30 - منديل
mandil
( منديل ) :
« منديل » نوعى عمامه است كه به رنگهاى مختلف تهيّه مىشود و از نظر پارچه و نوع پيچيدنش انواع مختلف داشت . معروفترين انواع منديل « خليلخانى » و « شيرشكرى » بود كه از آنها اعيان و اشراف و بازرگانان استفاده مىكردند . منديل را به عمّامهء روحانيان نيز اطلاق مىكردند و مىكنند .
31 - نمد ساربانى
namade sarboni
( نمد ساربانى ) :
اين پوشاك بالاپوشى است نمدى كه آن را مىمالند و بيشتر ساربانان و چوپانان از آن استفاده مىكردهاند و مىكنند . اين نمد معمولا از پشم سفيد و ندرتا سياه تهيه مىشود و نسبتا گشاد است و دو آستينگونهء كوتاه و نوكتيز در دو گوشه شانهها دارد . اين نمد هم بدن را در برابر سرما حفظ مىكند و هم در برابر تابش شديد آفتاب .
32 - نيمتنه
nimtane
( نيمتنه ) :
« نيمتنه » چنان كه از نامش پيدا است پوشاكى است كه روى پيراهن ( و گاهى جليقه ) پوشيده مىشد و مىشود و نيمى از بدن را ( تا بالاى رانها ) مىپوشاند . بعدها كلمه فرانسوى كت
« cotte »
جاى اين واژه را گرفت كه هنوز متداول است .