ويژهء كارگران و كشاورزان و روستاييان بود .
2 - 26 - بافتنى
baftani
( بافتنى ) :
اين نوع كلاه را معمولا از نخ پشم به رنگهاى مختلف مىبافتند و گاهى به آن « كلاكش
kola kas
هم مىگفتند يعنى « كلاهكشى » .
3 - 26 - پوستى
pusti
( پوستى ) :
اين كلاه از پوست بزغالهء نوزاد يا گوسفند كه آن را « خورش » مىدادند درست مىكردند و معمولا در زمستانها از آن استفاده مىنمودند .
4 - 26 - دوختنى
duxtani
( دوختنى ) :
از برخى پارچهها بهويژه از فاستونى ، ماهوت ، مخمل و . . . كلاههايى مىدوختند .
كلاهدوزى پيشهاى معتبر و محترم بود . اين نوع كلاهها را بيشتر طبقات متوسّط و برخوردار و اعيان بر سر مىنهادند .
5 - 26 - مقوّايى
moqavvayi
( مقوايى ) :
اين نوع كلاه را از مقوّا و گرد مىساختند و روى آن را با پارچه مىپوشاندند و داخل آن را هم آستر مىنمودند .
6 - 26 - نقابدار
neqabdar
( نقابدار ) :
در اوايل دورهء پهلوى نوعى كلاه مقوّايى كه نقابى در جلو داشت معمول گرديد . اين كلاه را خود رضا شاه بر سر مىنهاد و به « كلا پالوى
kola palavi
» ( كلاه پهلوى ) معروف بود .
7 - 26 - دورهدار
dowredar
( دورهدار ) :
از اواسط دههء دوم اين سده استفاده از « شاپو
chapeau
» ( كلاه لبهدار ) معمول شد كه هنوز هم استفاده از آن متروك نشده است .
27 - لباده
lebade
( لبّاده ) :
واژه « لباده » در گويش بيرجند « لباده
lebade
» و « لبّاده » تلفّظ مىشود و به بالاپوشى بلند و نسبتا گشاد اطلاق مىگردد كه از پارچههاى معمولى دوخته مىشود و بيشتر طبقات متوسّط