براى « بير
bir
» . ديگر اينكه « بيرجند » با « رعد و برق و صاعقه » و « طوفان » هايى از اين نوع مناسبت چندانى ندارد و چنين طوفانهايى اگر در بيرجند كمتر از ساير جاها ( بهويژه ساير شهرهاى خراسان ) نباشد بهيقين بيشتر نيست و اگر گاهى در اين شهر و آن ناحيه « طوفان » يا طوفانهايى برمىخيزد از نوع « تندباد » و « خاكباد » است ( دولخباد
dulax bad
) كه آنهم در تابستانها روى مىدهد .
اين پيشنهاد همانطور كه نويسنده نوشتهاند « هنوز جاى بحث دارد » و اميد است كه بررسىهاى بعدى و بيشتر ايشان « پيشنهاد » را « آسانپذيرتر » نمايد .
5 - 2 - « بيرجند » - « برزن » :
تازهترين و آخرين نظرى كه تاكنون در مورد ساختمان و معنى و سابقهء نام « بيرجند ، عنوان شده و با نظرها و پيشنهادهاى ديگر و پيشين به كلّى متفاوت است پيشنهادى است كه استاد دكتر محمّد تقى راشد محصّل مطرح و ارائه نمودهاند . ايشان در مقالهء محقّقانه و عالمانهاى كه زير عنوان « بيرجند ، ريشه واژه و اشتقاق لغوى آن » نوشتهاند « 1 » پس از اشاره به قدمت تاريخى اين شهر مىنويسند : « آنچه در پردهء ابهام است ريشهء لغوى واژهء « بيرجند » است كه هرچند تحليلهاى پراكندهاى دربارهء آن ارائه شده است امّا هيچيك از آنها قطعى به نظر نمىرسد . . . » و مىافزايند : « . . . نگارنده بر اين گمان است كه منطقهاى با اين پيشينه نمىتواند نامى كهن نداشته باشد و از اينرو براى شناخت معنى و اصل واژهء « بيرجند » به نوشتههاى پيش از دورهء پارتها يعنى اوستا و فارسى باستان بايد دست يازيد » دكتر راشد سپس به تقسيمبندىهاى جغرافيائى دورهى باستان ايران اشاره كرده مىنويسد : « . . . واحدهاى جغرافيايى با گروههاى اجتماعى همراه و همسو بوده است » و پس از توضيحى در اينباره اضافه مىكنند كه : « . . . درگاهان ، قديمىترين بخش اوستا و يا نوشتهء همعرض آن يسن هفتها از سه گروه اجتماعى مشخّص نام برده شده است كه عبارتند از : خوئيتو :
xvaetu -
، ورزن
Verezana -
؛ و ائريمن
airiiaman
( يا هخمن
haxaman
) . . . » و پس از توضيحاتى دربارهء آنها چنين ادامه مىدهند : « . . . ورزن كه علاوهبر گاهان و يسن هفتها در اوستاى جديد نيز بهگونهء « ورزان
verezana
» بهكار رفته است در زبانهاى ايرانى ، فارسى نو و هندى باستان معادلهايى مشخص دارد ؛ گونهء فارسى باستان آن وردن
vardana
به معنى « شهر » « 2 » و برابر سنسكريت ( هندى باستان ) آن ورجن
vrajana
در معنى « قصبه ، قريه ، شهر » و برابر ختنى ( يكى از زبانهاى ايرانى ميانهء شرقى ) آن بليسن :
هامش
( 1 ) . راشد محصّل . دكتر محمد تقى . « بيرجند ، ريشه واژه و اشتقاق لغوى آن » . « خراسانپژوهى » . شمارهء 4 . سال دوم .
شماره دوم . مشهد . 1378 . صص 14 - 9 .
( 2 ) .Kent , R . 1953 . Old Persian . p . 207 .