تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
باورند كه « بيرجند » را « بيژن » پسر « گيو » - كه داستان او و « منيژه » بسيار مشهور است - بنا كرده كه پيداست يك شباهت لفظى باعث پيدا شدن چنين پندار يا باورى در ميان عامّه مردم گشته است ، ولى همين پندار ميتواند نشانه‌اى باشد كه مردم بناى اين شهر را به زمان‌هاى بسيار دور نسبت مىداده و مىدهند .

2 - در دورهء باستانى :

از اسناد بازماندهء دوران باستان تاريخ ايران چنين برمىآيد كه « قهستان » در دورهء باستان خاستگاه و زيستگاه يكى از اقوام نژاد ايرانى ( پارسى ) به نام « ساگارت » بوده و بخشى از ساتراپى چهاردهم هخامنشى به‌شمار مىآمده است . اين نظر را دو سند معتبر كهن توجيه و اثبات و نوشته‌ها و پژوهش‌هاى متأخّران آن را تأييد مىنمايد : يكى كتيبه‌هاى هخامنشى و ديگر نوشته‌هاى مورّخان يونانى مانند هرودوت .

1 - 2 - كتيبه‌هاى هخامنشى

- نام « ساگارت » در كتيبه‌هاى هخامنشى به‌صورت « ا س گ ر ت
Asagarta
» آمده است . داريوش بزرگ در يكى از سنگ‌نوشته‌هايش در « تخت جمشيد » « ا س گ ر ت » را در شمار سرزمينهاى شرقى شاهنشاهى خود در رديف « پارت » ، ( پ ر ث و
Paroava
) ، « زرنگ » ( زرك
Zaraka
) ، « هرات » ( ه ر - ؟ ؟ ؟ و
Haraiva
) ، « باختر / بلخ ( ب ا خ ت ر - ؟ ؟ ؟ ش
Baxtris
) ، « سغد » ( س - ؟ ؟ ؟ گ د
Suguda
) و . . . نام مىبرد « 1 » . صفت نسبى اين كلمه نيز به صورت « ا س گ ر ت - ؟ ؟ ؟ ى
Asagartiya
) ، ( يعنى « ساگارتى » ) دو جا در كتيبهء بيستون آمده است « 2 » .

2 - 2 - تاريخ هرودوت -

هرودوت ، تاريخ‌نويس مشهور يونانى در تاريخ معروف خود « ساگارتيان » را قومى ايرانى و از ساكنان « ساترايى » چهاردهم هخامنشى - در شمار اقوام شرقى شاهنشاهى هخامنشى - ذكر كرده است « 3 » . نويسندگان و پژوهندگان واژهء « ا س گ ر ت - ؟ ؟ ؟ ى » را « سنگ‌شكن » ، « كوه‌نشين » ، « غارنشين » « ساكن غارهاى سنگى » و . . . معنى كرده‌اند « 4 » .
هامش
( 1 ) . كتيبه داريوش بزرگ در تخت‌جمشيد( D Pe ). سطر 15 . ( 2 ) . علاوه‌بر اين مورد در كتيبهء بزرگ و معروف داريوش در بيستون( D B )نيز اين نام دوبار - در دو حالت نحوى - آمده است : يك‌جا به صورت « ا س گ ر ت - ؟ ؟ ؟ ىAsagartiya» در حالت مفعول فيه ( ستون 2 سطر 80 ) و يك‌جا به صورت « ا س گ ر ت مAsagartam» در حالت مفعول صريح ( ستون 4 سطر 23 ) . ( 3 ) . تاريخ هرودوت ، ج 3 ، ترجمهء هادى هدايتى ، كتاب 3 ، بند 93 . صص 192 - 191 . ( 4 ) . رلف . نارمن شارپ . « فرمان‌هاى شاهنشاهان هخامنشى » . ص 143 و « . 173 . . 1953 .Kent . " Old Persian "» يادداشت - از معناهايى كه اين دانش‌پژوهان براى واژهء « ا س گ ر تAsagarta» داده‌اند پيداست كه آنان جزء نخست اين كلمهء مركب - يعنى « ا سasa» - را به معنى « سنگ » دانسته‌اند و چنين نيز هست . ( ا سasa» در فارسى باستان به معنى