4 - 1 - 2 - آش رشته ( - رشته
reste
) :
آش رشته معروفترين آش ايرانى است كه در سراسر ايرانزمين مانند يك غذاى ملّى شناخته بوده و پخته مىشده و امروزه هم پخته مىشود و بهعلّت شهرت فراوانى كه دارد نيازى به درازى سخن دربارهء آن نيست . چاشنى اين آش در بيرجند « قروت » است كه آن را در داخل آش مىپزند و گاهى بهجاى « قروت » از « آب انار » استفاده مىكنند . مقدار نسبتا زيادى بنشن ( عدس ، لوبيا ، نخود . . . » را آبپز مىكنند مقدارى را در داخل ديگ آش مىريزند و مقدارى را با گوشت چرخكردهء گلولهشده ( كلّه گنجشكى ) در پيازداغ تفت مىدهند و نعناداغ هم تهيّه مىنمايند و هنگامى كه آش را مىكشند آنها را روى ظرف آش مىريزند . به اين دانههاى تفتداده شده « سر » يا « سر آش ( سر آش
sor as
) مىگويند .
5 - 1 - 2 - آش بلغور ( - قلور
qolur
) :
واژهء بلغور فارسى در گويش بيرجند « قلور
qolur
» فراگو مىشود و « آش بلغور » را « قلور » مىنامند . اين آش را از بلغور گندم مىپزند و دانههايى مانند نخود ، عدس ، لوبيا ، ماش و . . . و مقدارى گوشت ( بهويژه گوشت پرچربى ) و روغن و سير و نمك بر آن مىافزايند و گاهى « كلّهء » گوسفند نيز در ديگ « قلور » مىاندازند كه در اين صورت به آن « كلّهقلور » مىگويند . « قلور » را هم بهعنوان يك غذا در خانه براى مصرف شخصى مىپزند و هم بهصورت نذرى و براى اطعام ديگران بهويژه مستمندان . اين آش نيز اختصاص به بيرجند ندارد و در بسيارى از نقاط ايران مخصوصا در شهرهاى خراسان پختن آن معمول است و نوع نذرى آن تشريفاتى دارد .
2 - 2 - آشهاى برنجى :
مادّهء اصلى اين آشها برنج بود و هست كه آن را با آب و روغن و گاهى پياز مىپختند و معمولا يك مادّهء گياهى و يا يك مادّهء غذايى ديگر هم به آن مىافزودند . بدينجهت آش برنج انواعى پيدا مىكرد و هر نوع آن بهنام همان مادّهاى كه بدان افزوده مىگشت خوانده مىشد .
اين آشها اختصاص به بيرجند يا زمان مورد پژوهش ما نداشت و در همهجاى ايران پختن آنها معمول بوده و امروزه هم معمول است مانند :
1 - 2 - 2 - آش آلو ( - االو
alu
) :
واژهء « آلو » در گويش بيرجند « االو
alu
» فراگو مىشود و اين آش را « آش االو » مىنامند .
آلويى كه در اين آش مىريزند آلوى بخارايى است و گاه ممكن است بهجاى آن از « آلوچه »