زيرهاى » ( قروتّ زيرگى
qorutte ziregi
) نيز به آن مىگويند . اين قروت مصرف غذايى ندارد و از آن به عنوان آجيل و تنقّل استفاده مىشود .
16 - كشك :
« كشك » در گويش بيرجند نام يك مادّهء غذايى غير از « قروت » مىباشد و غذايى را كه از آن درست مىكنند نيز « كشك » مىنامند . براى تهيّهء اين مادّه آرد گندم را با ماست خمير مىكنند و مقدارى نمك ، زردچوبه ، زعفران ، و تخم كرفس به آن مىافزايند و طىّ چند روز - فاصله به فاصله - آن را با آب غوره ورز مىدهند و مىگذارند كه خوب ترش شود و به « عمل » آيد . آنگاه آن را به قطعات و « چانه » هايى تقسيم مىكنند و آنها را روى پارچهء تميزى مىگذارند تا خشك شود . وقتى كه خوب خشك شد آن را در هاون مىكوبند و نرم مىكنند و به صورت آرد درمىآورند و الك مىكنند . اين « آرد » را « كشك
kask
» مىخوانند و چون رنگ آن زرد است به آن « كشك زرد » هم مىگويند . از « كشك زرد » يك غذاى آبگون با سير داغ « مانند اشكنه » تهيّه مىكنند و در نوع اعيانى آن گاهى گوشت قرمه ( گوشت داغ / قبرمه ) اضافه مىكنند تا لذيذتر شود . اين نوع كشك بيشتر غذاى روستاييان و برزگران است بدين جهت آن را « كشك سالارى » هم مىنامند . « كشك زرد » را در دورهء پژوهش ما نيز به همين شيوه درست مىكردند .
17 - گورماست ( گرماس
gor mas [ t ]
) :
« گرماس » را از آميختن شير خام و ماست ( معمولا ماست چكيده ) درست مىكردند و از آن به عنوان يك نانخورش استفاده مىنمودند . اين غذا بيشتر غذاى چوپانان و صحرانشينان بود ، حتّى ساربانان از آميختن شير شتر با ماست « گرماس » درست مىكردند و شهرنشينان معمولا « گرماس » را با شير گوسفند تهيّه مىنمودند .
18 - گندمشير :
بلغور گندم را با شير ، زردچوبه ، زعفران ، زيرهء سياه آنقدر مىجوشانند تا شير به خورد بلغور برود و سفت شود سپس آن را خشك مىكنند و از آن - بهويژه در زمستانها - نوعى « كاچى » مىپزند كه به آن « كاچى گندمشير » مىگويند . در زمان سخن ما نيز گندمشير را با همين شيوه تهيّه مىنمودند .