فرهنگنامههاى فارسى در اين معنى به صورت « پنگان » ضبط شده است . « بل » مانند « پنگان » به ظرف اندازهگيرى آب قنات هم اطلاق مىگردد كه گاهى آن را « تاس بل » ( تاس بل
tasebol
) نيز مىگويند « 1 » . عمل اندازهگيرى آب را با اين « تاس » « بل تاختن » ( بل تاخته [ ن ]
boltaxte [ n ]
) مىخوانند . امروزه بهجاى آن براى اندازهگيرى آب بيشتر از ساعت استفاده مىشود .
15 - 2 - نيمبل / نيمفنجان :
« بل » يا « فنجان » به دو بخش مساوى تقسيم مىگردد و هر قسمت آن را « نيمبل » يا « نيمفنجان » مىگويند . مدت زمان « نيمبل » آب شش دقيقه است . در قناتهاى خيلى پرآب گاهى « نيمبل » را نيز دو بخش مىكنند كه هركدام سه دقيقه مىباشد .
3 - واحدهاى وزن :
در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى هنوز از گرم ، كيلوگرم و تن نشانى نبود و براى تعيين و اندازهگيرى وزن اشياء همان واحدهاى محلّى و ايرانى بهكار مىرفت كه هنوز هم در ميان تودهء مردم - بهويژه كشاورزان شهر و روستا - متداول و عبارتند از :
1 - 3 - من :
واژهء « من » - در اين معنى - در گويش بيرجند « مه [ ن ]
me [ n ]
» فراگو مىشود « 2 » و وزن همهچيز « اعمّ از مايعات ، جامدات ، پنبه ، پشم و . . . ) را با آن مىسنجند . « من » از واحدهاى شناخته شده و همگانى در سراسر ايرانزمين است كه به چهل « سير » تقسيم مىشود ولى چون وزن « سير » در جاهاى مختلف متفاوت است وزن « من » نيز تفاوت پيدا مىكند . « من » بيرجند 360 مثقال است كه از وزن « من » رسمى ( 640 مثقال ) خيلى كمتر مىباشد . « من » براى اندازهگيرى زمين هم بهكار مىرود و مقدار زمينى را كه در آن يك « من » گندم كشت كنند يك « من » يا يك « من تخمكار » مىنامند . يك « من » بيرجند برابر با يكصد متر مربع است .
2 - 3 - سير :
هامش
( 1 ) . « تاس بل » جام ، تاس يا پيالهايست كه درونش مدرّج است و ته آن سوراخ حسابشدهاى دارد و براى اندازهگيرى زمان آب ، آن را خالى روى يك ظرف بزرگ ( ديگ ، سطل و . . . ) پرآب مىگذارند ، آب به تدريج از سوراخ زيرين آن به درونش مىرود و وقتى كه پر شد در آب فرو مىرود . مدت زمانى كه طول مىكشد تا آن تاس پر شود و در آب فرو رود ( 12 دقيقه ) يك « بل » مىباشد .
( 2 ) . « من » ضمير منفصل اول شخص مفرد در بيرجند « ماmo/ م [ ن ]mo [ n ]» تلفّظ مىگردد .