تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
35 - 1 - سرّو اسر
sarru asr
: « سر روز » عصر ( از ظهر تا شب ) . 36 - 1 - سر شام
sor som
: ( سر شام ، سر شب ) . 37 - 1 - مقرى بنگ شام
moqri bong som
: مقرى بانگ شام ، اذان مغرب ( هنگام اذان شام ) . 38 - 1 - نماشام
nema som
: نماز شام ( هنگام نماز شام ، آغاز شب ) . 39 - 1 - خفته [ ن ]
xofte [ n ]
: خفتن ( خفتن ، عشاء ، هنگام نماز عشاء ، هنگام خوابيدن در شب ) . 40 - 1 - نيمه شو
nime sow
: نيمه‌شب ( نصف شب ) . 41 - 1 - پاشنى شو
pasney sow
: پاشنهء شب ( پايان شب ، نزديك سحر ) . 42 - 1 - خروس خا [ ن ]
xorus xo [ n ]
: خروس‌خوان ( هنگام خواندن خروس ، پيش از سحر ، سحر ) . 43 - 1 - مقرى بنگ ساب
moqri bong sob
: مقرى بانگ صبح ( هنگام اذان صبح ) .

2 - واحدهاى تقسيم آب و اصطلاحات آن :

چنان‌كه بارها در اين كتاب آمده بيرجند پيش از آن‌كه گونهء شهر به خود بگيرد يك « ده » بوده است و در دوره‌اى كه ما از آن سخن مىگوييم هنوز بسيارى از ويژگىهاى « ده » و اصطلاحات مربوط به كشاورزى را حفظ كرده بود چون هنوز در آنجا كشاورزى رونق فراوان و اهميّت خاصّ داشت . اصطلاحات مربوط به كشاورزى و نامهاى ابزارهاى مربوط به آن در « واژه‌نامهء گويش بيرجند » آمده است و نيازى به تكرار آنها نيست ؛ آنچه مىآيد مربوط به مسألهء اندازه‌گيرى آب قنات و ابزارها و اصطلاحات مربوط به آنست . قنات‌ها و كاريزها و چشمه‌هاى محدودهء مورد پژوهش ما ( بيرجند تا شعاع 15 كيلومتر ) از نظر مقدار آب و « مدار » متفاوتند . برخى پرآب ، بعضى متوسّط و بسيارى از آنها كم‌آب هستند ، مثلا قناتهاى « قصبه » و « كوشه » در شهر و « شوكت‌آباد » ، « حاجىآباد » ، و « كلاتهء خان » ( اميرآباد پايين ) پرآب و بسيارى از روستاهاى پيرامون شهر كم‌آب مىباشند . مقدار آب اين قناتها را با اين اصطلاحات تعيين مىكنند و نشان مىدهند :

1 - 2 - راه‌تاز :

قناتى كه آب آن به اندازه‌اى باشد كه با نيرو در جوىها پيش برود ( بتازد ) و به زمين‌هاى زراعتى بنشيند « راه‌تاز » ( راتاز
rataz
) خوانده مىشد و مىشود .

2 - 2 - آسياگرد :

قناتى كه مقدار آب آن به اندازه‌اى باشد كه يك سنگ « آسياب » را بگرداند « آسياگرد » ( ااسياگرد
asiya gard
) ناميده مىشد و مىشود .
بيرجندنامه ( فارسى ) — صفحة 306 | جمال رضايى