نگارنده هم توفيق استفاده از گزارش را بدست آوردم « 1 » ( كه مانند موارد ديگر نظير چنين موقعى موجب سپاسگزارى و امتنان كاملم را فراهم ساخته و ميسازد ) و اينك آنچه درخور ذكر در اينمورد ميشناسد از گزارش مزبور اقتباس و نقل مىنمايد :
بناى كنونى امامزاده « 2 » عبارتست از يك گنبد مدوّر ( ش 297 ) بارتفاع تقريبى 16 متر كه سبك طاق مدوّر آن عينا به قيصريّهء بازار لار شباهت دارد ، دور تا دور بدنهء اطاق در فواصل معيّن كتيبههاى كوچكى از خطّ كوفى تزئينى قرار گرفته . سه شاهنشين در جهات شمال و جنوب و مشرق واقع شده و درب ورودى رو به مغرب باز مىشود ، محوّطهء امامزاده عبارت است از فضاى نسبتا بزرگى كه درختان چنار كهنسالى بر ابهّت سكوت آن ميافزايد ، درب ورودى حياط امامزاده نيز در سمت باختر قرار دارد كه سر در آن فروريخته و تنها قسمت جزئى از گچبريهاى آن باقى مانده است ، اين گچبريها يكى از نفيسترين آثار هنرى قرن دهم هجرى بشمار مىرود ، تناسب شگرف و خوشحالت اسليمىها با نقوش بديع و زنده و صحنههاى جاندار و ستيزآميز نزاع شير و آهو در كنار حالت بيخبرى مرغان آوازهخوان علاوهبر اينكه حاكى از چربدستى هنركاران است بوضعى خيالانگيز مبيّن هيجانات و مظاهر روحى مردم در سواحل كوير مىباشد . . . .
« در ضلع دست راست درب ورودى اشعارى بر قطعه سنگى منقور است كه نصب آن بدستور ميرزا محمّد حسين وزير صورت گرفته و تاريخ آن معادل با مجموع حروف ابجدى اين مصرع ( به حمد اللّه دعاى خير حاصل ) يعنى سنهء 1074 مىباشد . درب امامزاده نيز قديمى بوده در قسمت بالائى آن آيتى از قرآن به صورت برجسته مرقوم
هامش
( 1 ) در صفحهء 8 كتاب حاضر محل بقعه قريهء باز ذكر شده است و آقاى ناتوان در گزارش خود قريهء مزبور را بنام بزم و بزمده معرفى نمودهاند .
( 2 ) در آغاز گزارش فوق ضمن ذكر تاريخچهء مختصر امامزاده حمزه اشاره رفته است كه آن بزرگوار يكى از اولادان امام موسى كاظم بوده مقارن با هنگام شهادت حضرت رضا ( ع ) و تعقيب اولاد بنى هاشم از طرف فرمانروايان جابر معاصر خود ظاهرا باتفاق خواهرش در آبادى كنونى بزم در 22 كيلومترى سوريان ( مركز بوانات ) مقتول شده يا در گذشته است و مقبرهء خواهر و برادر بمسافت دويست مترى يكديگر قرار دارد ، در پايان گزارش نيز مسافت بقعه را بيش از هشتاد كيلومتر خارج از جاده بيد ( به طرف مشرق مايل به سمت جنوب ) ذكر نمودهاند .