بوده كه بنام ريو اردشير « 1 » معروف گرديده كه گويا معنى فارسى آن ( شهر اردشير ) باشد . . . . خوب بخاطر دارم اوايل تشكيل فرهنگستان در سالنامهء پارس بقلم آقاى امير جاهد كه براى تعويض اسامى بعضى شهرها از قبيل محمّره به خرّمشهر و ناصرى به اهواز و گچ كرغلى به گچساران و غيره تاريخچهء تأسيس شهرها را مىنوشتند همين ريشهر را باستناد تاريخهاى ديگر ريو اردشير نام ميبرد و طبق همان مدارك تاريخى معتقد بودند كه اين نام را خود اردشير به اين شهر گذاشته است و امامزادهء فعلى بموجب نوشتهء كتاب ترجمه از هاروالانظار بقلم شيخ محمّد على آل عصفور شاهزاده عبد المهيمن كه مزارش در آبادى امامزاده است از اولاد حضرت عبّاس ابن على عليه السّلام مىباشد ولى در آن كتيبهاى كه تاريخ شهادت يا رحلت و علّت آن مشخّص باشد وجود ندارد و از اين جهت ممكن نشد عكسى از كتيبه تهيّه گردد - چون قسمت عمدهء خرابى ريشهر و قلعهء آن در زمان اعراب صورت گرفته است دور نيست شهادت يا رحلت امامزاده عبد المهيمن همزمان با آن اوان باشد از طرفى خرابى قلعه و شهر ريشهر پس از سقوط آپادانا ( يقينا مقصود آقاى ريشهرى از اين كلمه همان آثار تختجمشيد است كه آپادانا قسمتى از آن باشد ) و پازارگاد شروع گرديده و در زمان عرب از بين برده شده است و بعدا در كنار ساحل شمالى دماغهء شبهجزيره اعراب سكنى نموده و شهرى بنام ابوشهر بنا نهادند و از آنجا بساحل عربستان ارتباط دريائى وسيلهء كشتى بادبانى برقرار ساختند . . . . »
آقاى ريشهرى دو قطعه عكس از بقاياى آثار ريشهر و عكسى هم از بقعهء امامزاده عبد المهيمن همراه نامهء خود فرستادهاند كه در تصاوير 242 و 243 و 246 به نظر خوانندگان گرام ميرسد ضمنا در ديماه 1340 كه تيمسار سپهبد آقاولى به مسافرت جنوب عزيمت و چند روزى هم در بوشهر توقف فرمودند دستور سركشى و بازديد آثار ريشهر را بيكى از همراهان خودشان صادر نمودند و در نتيجهء اين بازديد چند عكس از آثار مزبور در اختيار اينجانب قرار گرفت كه يكى از آنها در تصوير شمارهء 244 ديده مىشود و همچنين يك قطعه آجر داراى نبشتهء عيلامى با قطعهء سفال سياهى از همان عهد را كه بر روى خاك افتاده بود همراه خود بطهران آوردند كه پس از شستوشوى آجر و مرمت آن
هامش
( 1 ) اينجانب نام ريشهر را در زمان اردشير در صفحهء 141 متن كتاب رام اردشير ذكر نمودهام ولى آقاى سيد حسين ريشهرى در نامهء فوق الذكر نوشتهاند كه « فكر ميكنم ريو اردشير صحيحتر باشد » و در سطور بعدى نامهء ايشان هم در اينباره توضيحات مفيدى هست كه عينا نقل مىگردد .