تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
شكر خدا كه باز بتأييد كردگار * در عهد پادشاه جهان سايهء خداى عباس شاه آنكه ز خاك درش مدام * كسب سعادت ابدى مىكند هماى از يمن عدل خان زمان آنكه از كفش * خجلت برد محيط چو گيرد ره سخاى ويران‌سراى لار بسعى وزير دهر * دستور بحر خاطر و داراى مهر راى قنبر على بيك آنكه از آئينهء دلش * در غيرت ابد شده جام جهان‌نماى مأمور شد چنان كه . . . است چند * . . . ى ز بهر ساختن آشيانه جاى از قيصريه‌اى كه هواى فضاى او * چونان نسيم باغ بهشت است غم‌زداى تاريخش از خرد طلبيدم جواد گفت * دار الامان لار شد احيا ازين بناى
« دور چهارسو يك غلام گردش دارد كه از لحاظ معمارى مهمّ و خود مزيّت ديگر اين بازار را بر بازار وكيل شيراز تأييد مينمايد . از كتيبهء بالاى در ورودى قسمت غربى بازار چنين مستفاد مىشود كه در عهد ناصر الدّين شاه قاجار توّسط فتحعلى خان گراشى بسال 1310 هجرى قمرى تعمير و شايد تجديد قسمتى از بنا گرديده است . نوشتهء نامبرده بدين شرح است : الملك لله . در عهد سلطنت پادشاه عادل ناصر الدين شاه بتأييد الهى فتحعلى خان جراشى موفق بساختن اين بناى عاليه گرديد در شهر شعبان 1310 سمت اتمام پذيرفت . « در وسط شهر يك ميدان بزرگ بنام قيصريّه كه ايوانى با ستون در جلو داشته ولى اكنون آن ايوان و ستونهايش از بين رفته است و در جنوب همين ميدان يك تيمچه بنام ( سراى گلشن ) مىباشد كه آن نيز ايوانى است دورادور و جلو حجرات تجارتى داشته و در زلزلهء اخير چهار پنج ستون آن بخارج پرتاب گرديده است ، لار از شهرهاى قديمى فارس و سابق بر اين پرجمعيّت‌تر از حال بود ، جلگه‌اى كه شهر را تشكيل ميدهد با كوههاى كم‌ارتفاعى محصور و مخصوصا كوه غربى وصل به شهر است روى آن ساختمانى است بنام مادر نادر و براى وجه تسميه‌اش چنين روايت مىشود كه وقتى نادر در تعقيب افغانها در لار بوده مادرش فوت مينمايد براى احترام و آنكه بنادر فهمانده شود كه مادرش مرده لاريها اين بنا را بدان نام ميسازند .