خاندان پدرى من تا آنجا كه مىدانيم همگان از علماء و خدمتگزاران به ساحت مقدس شرع و اسلام بوده و چند تن از آنها صاحب تأليفات در فقه اصول تفسير و صرف و نحو و ادب مىباشند .
پدرم در شب چهارشنبه غره رجب 1340 ه . ق . وفات يافت ( تولدش در ربيع الاول 1263 بود ) و من از محبت و سرپرستى و تعليم گرفتن از او محروم شدم .
مدارس جديد تازه در اصفهان رواج يافته بود ، مرا به مدرسه اقدسيه كه زير نظر عالم خدمتگزار آقا شيخ محمّد حسين مشكوة زفرهاى اداره مىشد فرستادند ، و پس از يك سال به مدرسه گلبهار از بهترين مدارس آن زمان فرستادند . در اين مدرسه معلمينى عالم و فاضل و متعهد تدريس مىكردند .
طرز تدريس و كتابهاى درسى آن زمان با اين دوره بسيار تفاوت دارد در كلاس پنجم ابتدائى نصاب الصبيان را حفظ كردم و كتاب « مدارج القراء » و « الدروس النحويه » را در كلاس ششم مىخوانديم معلم اين درسها و تعليمات دينى ما مرحومين آقا شيخ محمّد على جبل عاملى و آقا سيّد محمّد حسين سجّادى شوندى بودند كه الحق هردو بر من و عموم شاگردان آن زمان حقى بزرگ دارند . مايه تحصيلات من و برانگيخته شدن ذوق تحقيق و مطالعه در كتابهاى تاريخى و رجالى از اين دو بزرگوار است . خداوند آنان را غريق رحمت خود گرداند . انه غفور رحيم .
شور و شوق تحصيل علوم اسلامى و دينى كه مايه اوّليه آن از خانه سرچشمه گرفته بود و در مدرسه در اثر تشويقات معلمين شعلهور گرديده بود مرا به سمت آن جذب مىكرد ، لكن اوضاع زمان و خفقان دوره رضا خان مرا به جهت ديگرى مىكشاند . هم در مدارس جديد درس مىخواندم و هم از محضر علماى دينى بهرهمند مىشدم . در خارج از محيط دبيرستان صرف و نحو و معانى بيان و فقه و اصول مىخواندم اما چنين مقدر بود كه نه در علوم جديده به جايى رسيدم و عنوان
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: مصلح الدين مهدوى
ص٣٤٨