تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
بهترين مردم در دوره آخر الزمان كسى است كه گمنام باشد ( او كسى را نشناسد و ديگران نيز او را نشناسند ) امّا چه بايد كرد ، هميشه گردش امور بر خلاف ميل انسان است . دوستى بزرگوار و دانشمندى گرانمايه و نويسنده‌اى محقّق از من خواست كه مختصرى از شرح زندگانى و آثار خود جهت او بنويسم . قبلا نيز از طرف چند تن از نويسندگان و دوستان چنين پيشنهادى به من شده بود كه جواب همه آنها منفى بود . امّا نمىدانم چرا در برابر پيشنهاد اين يار عزيز تسليم شدم و قول مساعد دادم با اينكه روحا از اين كار بيزار بوده و مىباشم ، بعدا به فكر افتادم كه وى را نيز چون ديگران دانسته و با وعده خود مخالفت كنم . اين آيه شريفه به خاطرم رسيد كه حضرت حق جلّ و علا يكى از نشانه‌هاى متقى و مؤمن را وفاى به عهد مىشمارد و مىفرمايد :
« وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا »
( سوره بقره / ايه 177 ) . بر خود واجب ديدم كه به وعده خود جامه عمل بپوشانم . اكنون با اقرار به خردى و ناچيزى خود و اينكه من هرگز خود را قابل آن ندانسته و نمىدانم كه نامم و شرح زندگانى و آثارم در كتابى و يا رساله‌اى ثبت شود مىگويم : در بامداد روز پانزدهم محرم الحرام سال 1334 قمرى در محله بيدآباد اصفهان به دنيا آمدم . نامم را محمّد حسين و لقبم را مصلح الدين گذاشتند كه از همان روز اوّل به لقب شهرت يافتم و نامم فراموش شد . پدرم مرحوم آقا سيّد شهاب الدين ( محمّد تقى ) عالمى بزرگوار و فاضلى اديب و پرهيزگار و اهل مطالعه و تحقيق و وارد در امور اجتماع بود ، مادرم دختر علّامه فقيه مجتهد بزرگوار مرحوم آخوند ملّا محمّد حسين كرمانى ( 12554 - 1330 ) از علماء و مدرسين و ائمه جماعت و صاحب مسند قضا و حكومت و بانى ساختمان دو مسجد : مسجد نور و مسجد رضوان مىباشد .
اصفهان دار العلم شرق ( مدارس دينى اصفهان ) ( فارسى ) — صفحة 347 | مصلح الدين مهدوى / نيلفروشان