تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بدور توليت ذو الفقار خان كه بود * غلام خاصهء اين آستان عرش مكان بسيم خام بدين آستانه كرد احداث * درى كه مثلش نايد عقول را به گمان ( چو ) اسب فكر ضميرم دراز دستى كرد * برآمدم پى تاريخ او بگرد جهان چو ديد طبع رضا چرخ مايل تاريخ * ندا رسيد ز غيبش كه باب نقرهء خان
فى سنهء 1011 »

دهليز يا راهروى رواق :

اين در شخص را بدهليز كوچكى ، كه تقريبا پنج متر طول و دو متر و نيم عرض دارد ، راهنمائى مىكند . قسمتى از منتها اليه طول اين دهليز ، كه با پنجرهء شيشه‌اى جدا شده ، بلندتر از كف آن است و اطاقى را براى متصديان و خدام بوجود آورده است كه آن را كشيكخانه ميگويند . در ديوار شمالى كشيك‌خانه درى است كه با دو پله بيك اطاق مستطيل شكل ديگرى بالا ميرود . معروف است كه شاه عباس كبير در اين اطاق مدفون مىباشد . نيمقرن پيش كه كف آن را خاكبردارى مينمودند پنج قبر از قبور بزرگان صفوى و قزلباش با سنگهاى مرمرين كم‌نظيرى در زير خاك پيدا شد . در تاريخ گردآورى اين مجموعه سنگهاى مزبور ، كه نمايندهء صنعت حجارى و از حيث تاريخ نيز از زندگى خاصى دارند ، در محوطهء شهيدگاه زير برف و باران و آفتاب افتاده و چند عدد از آنها نيز شكسته و تكه‌پاره گشته است بر روى يكى از اين سنگها اين عبارت به چشم مىخورد : « محمد بيگ انانلو ايشيك آقاسى باشى 993 » . تنها در اينجا نيست كه اين آثار ارزنده در معرض هدم و خرابى قرار گرفته بلكه در جاهاى ديگر نيز اين قبيل آثار تاريخى دستخوش انهدام و از بين رفتن است و
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 229 | بابا صفرى