ديده نميشد . خود جنازهها هم صاحبان قدهاى بلند و كشيدهاى بودهاند .
رواق بقعه همان تالارى است كه قرنها نفيسترين و گرانبهاترين و مشهورترين فرشهاى كنونى جهان كف آن را ميپوشانيده است و اين فرش همان است كه فعلا زينت بخش موزهء « ويكتوريا و آلبرت » « 1 » لندن است و از ممتازترين آثار موجود در آن موزه مىباشد و در اين گفتار راجع بدان ، در زير عنوان فرشهاى بقعه ، مطالبى به نظر خوانندگان ميرسد .
ديوارهاى رواق بسبك دورهء صفويه و در عهد سلاطين آن سلسله با گچبريها و نقشهاى گلدار منقوش گشته و با آنكه در طول قرنهاى متمادى دود شمعها و پيهسوز ها روى قسمتهائى از آنها را گرفته و سى چهل سال پيش نيز به قصد تميز كردن ندانسته روى آنها را روغن ماليده و دودهها را بر روى نقشها ثابتتر نمودهاند ، با اينحال امروز نيز در نهايت ظرافت و زيبائى جلوهء خاصى دارد . در حاشيهء بالاى رواق دور تا دور سورهء مباركهء « انا فتحنا » و پائينتر از آن عباراتى در باب تصوف و عرفان و مدح مشايخ بزرگ با خط برجسته و به صورت گچبرى نوشته شده است .
در اين رواق رحلهاى خاتمكارى كمنظير و گرانبهائى با قرآنهاى خطى قرار داشته است و آن قرآنها از حيث كتابت و تذهيب و قدمت از ممتازترين قرآنهاى موجود در ايران بوده است و شبهاى جمعه عدهاى از علما و عرفا ببقعه آمده بقرائت آنها مىپرداختهاند .
يكى از آنها به قرآن هفت من معروف بود زيرا هفت من اردبيل يعنى 42 كيلوگرام وزن داشت . اين قرآنها با رحلها و كتابها جزو اشيائى بوده است كه بسال 1314 خورشيدى بتهران حمل گرديده است .
شاهنشين :
در انتهاى اين تالار پلهء مرمرينى شخص را بشاهنشينى راهنمائى مىكند كه عرض آن برابر عرض رواق است و كف آن نيز قريب هفتاد سانتىمتر از كف رواق بلندتر مىباشد . پنجرهء فولادين مشبكى شاهنشين را از رواق جدا مىكند و در وسط آن درى تعبيه گرديده است كه مدخل شاهنشين مىباشد .
هامش
( 1 ) -Wictoria and Albert