در دايرة المعارف انگليسى ، قوچان چنين تعريف شده است : « . . . اين شهر يكى از قسمتهاى پر جمعيت و حاصلخيز استان خراسان است . حدود آن از شمال به سرزمينهاى نزديك بحر خزر روسيه ، از مغرب به بجنورد ، از جنوب به اسفراين و از مشرق به رادكان مىرسد . مساحت آن ( شهر و حومه ) در حدود سه هزار ميل مربع است . جمعيت آن ( شامل طوايف زعفرانلو و كردها ) در حدود يكصد هزار نفر است . اين طوايف از نسل ايلهايى هستند كه شاه عباس اول در قرن هفدهم ( ميلادى ) آنها را در آنجا مستقر ساخت . از اين جمعيت سه هزار خانوار چادرنشين هستند . در اين ناحيه از خراسان كه دو شهر عمدهء قوچان و شيروان در آن قرار دارند ، غلات فراوان به عمل مىآيد ( هر سال بهطور متوسط قريب 25 تا 30 هزار تن ) . غير از دو شهر نامبرده قراء و قصبات متعددى نيز در اين ناحيه واقع است .
قوچان كه مركز اين بخش از خراسان است در اثر زلزلههاى متوالى مخصوصا بر اثر زلزله سالهاى 1875 ، 1894 و 1895 ( ميلادى ) ، صدمات و لطمات فراوان ديده است .
زلزلهء اخير ، شهر را به كلى ويران ساخت و باعث تلفات مالى و جانى فوق العادهاى گرديد .
بقيه اهالى كه 000 ، 8 نفر بودند ناچار شدند در نقطهء ديگرى شهرى از نو بنا كنند . شهر تازه كه به فاصلهء هفت ميل و نيم در طرف مشرق شهر سابق قرار دارد نخست به نام ناصريه نامگذارى شد ( اين اسم از نام ناصر الدين شاه گرفته شد ) لكن بعدا مناسبتر دانستند كه به همان نام قوچان موسوم گردد . اين شهر داراى باغها و تاكستانهاى پربار است . وضع جغرافياى شهر قديمى 8 / 37 درجهء شمالى و 25 / 58 درجه شرقى و ارتفاعش از سطح دريا 100 ، 4 پاست .
شهر جديد داراى خيابانها و بازارهاى وسيع و منظم بوده و در ميان راه مشهد و عشقآباد قرار دارد . در اين شهر تجارت نيز رونق دارد و جمعيت آن در حدود 000 ، 10 نفر است . در اين شهر ادارات پست و تلگراف نيز وجود دارد » . « 1 »
هانرى رنه دالمانى فرانسوى كه در سال 1907 ميلادى از راه عشقآباد به ايران آمده و از قوچان ديدن كرده در سفرنامهء خود وضع عمومى قوچان قديم را چنين تعريف
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف انگليسى ، ج 13 ، ص 926 .