به روش ابو عبد الرحمن سلمى در كتاب حقايق ، دستى داشت . فقه نيكو مىدانست و به زبان عربى شعر مىگفت و كاتب و دبيرى پرمايه و واعظى زبانآور بود .
از سال 437 تا پايان عمر ، به نقل عبد الغافر قشيرى ، مجلس املاء ترتيب داد كه در آن لطايف قرآن و اشارات حديث را توضيح مىداد . قشيرى از مشايخ درجهء اول به شمار مىرفت . به گفتهء عبد الغافر ، وى سواركار و در استعمال انواع سلاح چابك و قويدست بود و در شناخت اسلحه و سوارى و رموز پهلوانى چيزها مىدانست كه ديگران نمىدانستند اين پرورش و سلحشورى را وى در ناحيهء استوا كه مردمانش همواره دليران ويلان بودهاند آموخته است .
از خلال اخبار و روايات نتيجه مىگيريم كه او در عهد خود داراى نفوذ و قدرت عظيم در دستگاه حكومت و ميان عامهء مردم بوده است .
به اتفاق همهء مورخان ، قشيرى صبح روز يكشنبه ( پيش از طلوع آفتاب ) شانزدهم ربيع الاخر سال 465 جهان را بدرود گفت . وى هشتاد و نه سال و يك ماه عمر كرده و هماكنون در مدرسهء ابو على دقاق در نيشابور مدفون است .
مهمترين آثار وى الرساله است كه به رسالهء قشيرى معروف است . اسامى هيجده رسالهء ديگر در مقدمهء ترجمهء رساله قشيريه كه به اهتمام و تصحيح دانشمند فقيد ، بديع الزمان فروزانفر در سال 1345 ش . چاپ و منتشر شده ، آمده است . « 1 »
6 . ابو موسى عمران بن موسى بن الحصين . . . الفقيه الخبوشانى . « 2 »
7 . ابن المظفر محمد بن احمد الابيوردى متوفى 507 ق . اديب ، مورخ و صاحب كتاب تاريخ ابيورد و نسا . « 3 » و چهارده تأليفات ديگر . ( منقول از ابن خلكان در وفيات و ياقوت در معجم البلدان ) .
8 . ابو سعيد بن محمد بن احمد فراتر خوجانى از خاندان علم و رياست و مردى فاضل و خوشمنظر و شاعرى خوش قريحه بوده است ، وفات وى حدود سنه 560 ق . در خوجان روى داده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . تلخيص از مقدمهء ترجمهء رسالهء قشيريه .
( 2 ) . الانساب سمعانى ، ص 188 .
( 3 ) . حاجى خليفه در كشف الظنون ، ج 1 ، ص 316 مىنويسد : تاريخ ابيورد و نسا ناياب است .
( 4 ) . ميرزا آقا رضوى ، مأخذ پيشين ، ص 101 .