ظاهر و باطن ذرّات جهان اوست همه * نيست اشياء اگر او عين همه اشياء نيست
وله
اى كه از فرط بزرگى مىنگنجى در جهان * در - دلم كان قطره خونى است ، چون جا كردهاى
تكيهء حسينآباد :
در دامنهء كوه بابا كوهى است ؛ به مقدار 60 قدم ، بالاتر از زمين ، چند [ 485
f
] اطاق و ايوان ساختهاند ؛ باغچهاى دارد ؛ آبش از جدول و آبانبارى است كه در پاى آن كوه است ؛ جاى با صفايى است . اين تكيه ، تازه احداث شده [ است ] .
چون ذكر تكايايى كه در طرف مشرق و جنوب و ما بين آنها بود ، شد و گذشت ، از مصلّى كه نيز در آن سمت است - يعنى در صحرا ، محاذى كوهى است كه مشرقى و بابا كوهى در آن است - ذكرى مىرود .
طاق بزرگى است كه در آن ، محرابى نمودهاند و دو عمارت فوقانى گوشوارهمانند بر دو طرفش ساختهاند .
مصلّى « 1 » ( 103 ) :
دهنهء آن طاق ، به مقدار 6 ذرع و ارتفاعش ، 7 ذرع است ؛ اطراف آن طاق « 2 » ، همه محلّ كشت و زرع است و آن مكان ، قبلهء اهل صفاست و محلّ استجابت دعا .
تكيهء شاه داعى ( 104 ) :
در سمت جنوب ، مايل به مغرب شيراز ، واقع شده ، به مسافت 600 قدم متوسّط ، دور از دروازهء معروف به شاه داعى . آنجا دو طرف است : يك طرف باغچه است ، پر از گلهاى گوناگون و كاجهاى مردّف و موزون ؛ سمت رو به قبلهاش ، عمارتى است نيكوبنيان و در پيش آنها ، سراسر ايوان ؛ يك طرف ديگر ، فضايى است محقّر و تربتى پاكيزه و معطّر ؛ حوضى دارد و اطاقى [ و ] آبانبارى و رواقى . و اين عمارات را مرحوم كريم خان زند ساخته . داعى الى اللّه كه از عرفاى آفاق است ، مزار پر انوارش در آن رواق و لوح قبرش از يكپارچه
هامش
( 1 ) . مصلّى : به ضمّ اوّل و فتح صاد و لام مشددّه است و در آخر ، الف به صورت ياء .
( 2 ) . اطراف آن كه محلّ زراعت است ، سابقا قبرستانى بوده مشهور به قبرستان مصلّى [ كه ] اكنون اثرى از آن قبور ، باقى نيست .