در قلب هر كه را كه ز اكسير مهر تست * شايد كه خاك را كند از نظره ، زرّناب
تيغ زبان به كام تو با ملحدان بود * چونانكه ذو الفقار ، ابردست بو تراب
القصّه فاش گويم و دانم كه كفر نيست * دانم يقين كه نيست در اين نكته ارتياب « 1 »
بعد از رسول و عترت او حق به هر دو كون * از ماسوى وجود تو را كرده انتخاب
[ 421 f ] تا مسكن شقى به سقر باشد از گنه * تا جاى متّقى به جنان باشد از ثواب
احباب تو به جنّت موعود ، شادمان * اعداى تو به دوزخ ، جاويد در عذاب
* * * شرح بعضى از اشعار قصيدهء مسطوره كه به نجوم تعلّقى دارد ، به واسطهء عدم سعهء حواشى در اينجا مرقوم مىشود :
در بيان بروج فلكى : دور فلك را دوازده قسمت كردهاند [ و ] هر قسمتى را برجى مىنامند ؛ و از غايت اشتهار ، احتياج به ذكر آنها نيست ( 5 ) .
در طبايع بروج ( 6 ) : منجمين سه برج از 12 برج را مثلّثهء آتشى « 2 » و سه [ برج ] را مثلّثهء خاكى « 3 » و سه [ برج ] را مثلّثهء بادى « 4 » و سه [ برج ] را مثلثهء « 5 » آبى نامند . از جمله ، حوت را بر طبيعت آب و حمل را بر طبيعت آتش دانند . اين است كه در شعر اول ، گفته شده :
آفتاب پيش از آنكه از آب برجهد ، يعنى از حوت برهد و در آتش مكان سازد يعنى در حمل آيد .
در بيان منازل قمر « 6 » : در ميان بروج 12 گانه ، 28 منزل از براى قمر تعيين نمودهاند كه
هامش
( 1 ) . ارتياب : به شك افتادن .
( 2 ) . مثلثهء آتشى : حمل و اسد و قوس .
( 3 ) . مثلثهء خاكى : ثور و سنبله و جدى .
( 4 ) . مثلّثهء آبى : سرطان ، عقرب ، حوت .
( 5 ) . مثلثهء بادى : جوزا ، ميزان ، دلو .
( 6 ) . منازل قمر : شرطين ، بطين ، ثريا ، دبران ، هقعه ، هنعه ، ذراع ، نثره ، طرفه ، جبهه ، زبره ، صرفه ، عوا ، سماك [ الاعزل ] ، غفر ، زبانى ، اكليل ، قلب ، شوله ، نعايم ، بلده ، [ سعد ] ذابح ، [ سعد ] بلع ، [ سعد ] ، سعود ، [ سعد ] الاخيبه ، مقدم [ فرغ الاول ] ، مؤخّر [ فرغ الثانى ] ، رشا [ - بطن الحوت ] .