مه آمده مصاحب جوزا و همنشين * منزل ذراع « 1 » كرده و از هَنْعه « 2 » اجتناب
ناهيد و تير هر دو به حوت آمده مكين * اين در هبوط « 3 » و آن شرفش گاه اقتراب « 4 »
مرّيخ را و بال « 5 » به ميزان شده نصيب * در قوس مشترى شده فارغ ز اغتراب « 6 »
در دامن زحل زده خرچنگ « 7 » ، چنگ سخت * از اين و بال آمده هردم به اضطراب
خورشيد كرده نيز به ماهى مكان ولى * ماهى به دُم رسيده « 8 » و بگذشته ز انتكاب « 9 »
چندى نمانده تا شود از حوت در حمل * و آنجا به خانه شرفش باشد انتساب
دانستم از حساب كه فرداست روز عيد * پير زمانه راست سپس نوبت شباب
فكرت گرفت دامنم آنگه به دست و گفت * كاى اهل نظم را به جهان مرجع و مآب
چون بامداد عيد شود ، بهر تهنيت * بايد كه رو نهى به درِ شيخ مستطاب
شيخ مفيد داورِ دين پيشواى خلق * غيث همم ، غياث امم ، فخر شيخ و شاب
هامش
( 1 ) . ذراع : به كسر ذال معجمه وراء مهمله ، نام منزلى است از منازل قمر .
( 2 ) . هنعه : به فتح اوّل و سكون ثانى ، نيز نام منزلى است از قمر .
( 3 ) . هبوط : در لغت به معنى فرود آمدن است و به اصطلاح ، تفصيلش خواهد آمد .
( 4 ) . اقتراب : نزديك آمدن .
( 5 ) . و بال : معنيش سختى و گرانى است . به اصطلاح نجوم ، ذكرش خواهد آمد .
( 6 ) . اغتراب : از ديار خود دور گرديدن .
( 7 ) . خرچنگ : برج سرطان ، مقصود است .
( 8 ) . ماهى به دم رسيدن : كنايه از رسيدن كار است به آخر .
( 9 ) . انتكاب : در رنج و سختى افتادن .