تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار عجم ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 10

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٠
منسوخ گشت قصهء مجنون ز عشق من * آن خود روايتى بود ، اين يك درايتى
اين قصه‌ها كه گفتى « بهجت » ز سوز عشق * از صد هزار نكته ، نكردى حكايتى « 1 » »
فرصت اين رباعى را نيز از مرحوم « بهجت » در همان بياض ، يافته بود :
عيد است و به دست آن نگار سرمست * بينيد اگر بيضهء رنگينى هست
آن بيضهء رنگين ، دل خونين من است * طفل است و پى شكستن ، آورده به دست « 2 »
فرصت چند غزل از بهجت را در چاپ اول مثنوى پير و جوان كه در طهران انجام گرفته ، به چاپ رسانيده است .

مادر فرصت :

صبيهء مرحوم رجب على خان مذهّب ، متخلص به « تسلّى » است . طبق معمول ادباى ما ، فرصت ، نام مادر خود را ذكر نمىكند و از زندگى وى سخن نمىگويد ؛ تنها به ذكر اين نكته مىپردازد كه اين زن ، در ضمن وباى شيراز ، در سال 1322 هجرى قمرى و مقارن ايّامى كه فرصت در هندوستان به سر مىبرد ، درگذشته است : « . . . نگارش تا اينجا رسيد كه خبرى ، موحشانه ، از شيراز آمد ؛ يعنى سرايت مرض و با در آن سرزمين و نواحى آن . . . در شيراز . از قرار مرقوم ، در عرض 15 روز ، قرب 12 هزار [ نفر ] يا بيشتر - به اختلاف نوشتجات - از مردم تلف شده‌اند . از كسان من هم مبتلا شده ، درگذشته‌اند ؛ از جمله
هامش
( 1 ) . آثار عجم ، چاپ بمبئى ، ص 367 . ( 2 ) . همانجا . دربارهء بهجت شيرازى ، رجوع شود به فرهنگ سخنوران از دكتر خيام‌پور ، ص 92 و ريحانة الادب ، جلد اول ، ص 212 الذريعه ، ص 147 .
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 10 | محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى