شعر از پادشاهى كه امرؤ القيس باشد و ختم شد به پادشاهى كه ابو فراس باشد ) . و وى آل حمدان را مدّاحى مىنموده و در مدح اهل بيت - عليهم السّلام - نيز مناقب بسيار دارد .
گويند : وقتى در روم او را به اسيرى بردند ؛ 4 سال در حبس بود ؛ سيف الدّولهء مذكور ، او را به مال زياد خريد و خلاص نمود . در مدح آل پيغمبر گفته :
الحق مهتضم و الدّين محترم * و فىء آل رسول اللّه ، مقتتم
انّى ابيت قليل النّوم ارّفنى * قلب يصارع فيه الهمّ و الهمم
يا للرّجال اما للّه منتصر * من الصّغاة و ما للدّين منتقم
بنو علّى رعايا فى ديارهم * و الامر يملكه النّسوان و الخدم
قام النّبىّ بها يوم الغدير لهم * و اللّه شهد و الاملاك و الامم « 1 »
اين قصيده مطوّل است ؛ اين مقام را گنجايش بيش از اين نيست - تولد ابو فراس در سنهء 320 [ 50
f
] هجرى بوده در قبيلهء همدان « 2 » ؛ و وفاتش و بقولى شهادتش در سنهء 350 ؛ قبرش در قسطنطنيه « 3 » - كه از بلاد عظيمهء روم است - واقع شده [ است ] .
حريرى « 4 » ( 21 )
ابو محمّد قاسم بن على بن محمّد بصرى حرامى « 5 » بعضى گويند اصل آن از « مشان » « 6 » است كه قصبهاى است از بصره « 7 » . وى صاحب كتاب مقامات است كه مشهور جهان
هامش
( 1 ) . يعنى اهل حق ستم كرده شدهاند و دين پيغمبر از بيخ بركنده شده است و مال اهل بيت به دشمنان قسمت كرده شده است . [ بيت دوم ] : بدرستى كه من شب به روز مىآورم در حالتى كه كم خوابيم بيدار كرده است : مرا دلى [ است ] كه كشتى مىگيرد در آن غم و همها . [ بيت سوم ] : اى گروه مردمان ! آيا نيست از براى دين خدا يارىكنندهاى از سركشان ؟ و نيست براى دين خدا كيفر كشندهاى ؟ [ بيت چهارم ] : اولاد على رعيت باشند در ديار خود و خلافت را مالك باشند زنان و خدمتكاران . [ بيت پنجم ] : بر پا كرد خلافت را پيغمبر روز غدير خم براى على و اولادش ؛ و خدا شاهد است و ملائكه و مردم .
( 2 ) . به فتح هاء هوز و سكون ميم ، قبيلهاى هستند از يمن .
( 3 ) . به ضم اول و فتح ثالث ، دار الملك روم است .
( 4 ) . منسوب به « حرير » است و آن پارچهاى است معروف . بعضى گويند حرير فروش بوده ؛ بعضى نوشتهاند حريرباف بوده .
( 5 ) . به فتح اول ، قبيلهاى هستند در بصره كه آنها را بنى حرام گويند ؛ حريرى از آنهاست .
( 6 ) . به فتح ميم مستعمل است .
( 7 ) . شهرى است در عراق عرب ، معروف .