اينجا ، اعشاى معروف بود كه ذكر شد .
معرّى « 1 » ( 18 )
و هو ابو العلاء ، احمد بن عبد اللّه بن سليمان التّنوخى « 2 » المعرّى ؛ مولدش معرّه بوده كه بلدهاى است به شام ؛ از شعراى مشهور و فضلاى معروف است و تصانيف بسيار دارد . در هفتاد سالگى كور شد ؛ بعضى نوشتهاند : در طفلى نابينا گرديد ؛ ولى چون بعض تصانيف از او ديده شده ، يحتمل كه قول اوّل ، صحيحتر باشد . در سنهء 449 هجرى ، در معرّه وفات يافت . گويند از خصال وى اين بوده كه گوشت حيوان نمىخورده ؛ مثل بعض هنود كه اين دأب را دارند .
[ حسّان ] « 3 » ( 19 )
حسّان بن ثابت بن المنذر ؛ كنيت او ، ابو الوليد است . از شعراى مخضرمى « 4 » بوده كه ادراك جاهليت و اسلام هر دو - را نموده ؛ در اوايل ، اكثر ، سفر شام مىكرده و ملوك بنى غسّان « 5 » را مدح مىسروده و جايزه مىگرفته و وطن در يثرب « 6 » داشته ؛ چون به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله - ايمان آورد ، آن حضرت را مدح همى گفت و بعضى از قريش را هجا . وقتى شخصى به رسول خدا عرض كرد : يا رسول اللّه ! امير المؤمنين - عليه السلام - را بفرماى تا مشركين را به هجا پاسخ گويد . فرمود : آنان كه رسول خداى را با تيغ و سنان نصرت كنند ، منعى نيست اگر به زبان نصرت نمايند . حسّان حاضر بود ؛ عرض كرد : يا رسول اللّه ! من از بهر اين كارم . حضرت فرمود : به نزديك ابو بكر شو تا حسب و نسب هر يك را به تو مكشوف دارد . حسّان نزد ابو بكر شد ؛ دوست و دشمن را شناخته ،
هامش
( 1 ) . به فتح ميم و شدّ راء است .
( 2 ) . طايفهاى بودهاند در يمن ؛ بعضى از آنها در هرات مسكن داشتند .
( 3 ) . بر وزن عطشان است و الف و نون آن زائده است .
( 4 ) . به صيغهء مفعول ؛ معنى آن گذشت .
( 5 ) . طايفهاى بودهاند ؛ و قبيلهاى در يمن و ملوك غسّان از آن قبيلهاند .
( 6 ) . به فتح اول و كسر سوم ، مدينهء منوّره است .