« . . . اگر پارهاى از مطالب اين رساله با آنچه در كتاب آثار عجم است ، تغاير دارد ، بر اين ذره ، خرده نگيرند و بحث ننمايند . . . و هكذا در مطالب ديگر كه فى الجمله مغاير است ، البته انسان گاهى بر خطا مىرود پيش از اين از قصور معلم ، تقصير كردم ؛ اكنون از كمال آن ، تكميل نمودم . همه كس مىداند كه از اين گونه اشتباهات براى همه خواهد بود . . . « 1 » »
فرصت در انتخاب محتويات كتاب خود ، از ديدهها و شنيدههاى شخص خود ، مطالب كتب و آنچه را كه به فارسى ، عربى ، انگليسى يا فرانسه خوانده است ، استفاده مىكند و به رسم زمان ، بطور كلى به منابع خود اشاره مىكند ؛ فى المثل در كيفيت تدوين گزارش بعض از آثار سلاطين عجم مىنويسد :
« . . . لهذا از ديگر آثارى كه در بعض از كتب ملاحظه شد يا از بعض اشخاص ثقه مسموع افتاد ، بر سبيل اختصار مرقوم آمد .
اسامى كتبى كه حاضر ساخته و از مطالعه گذرانيده و هر مطلبى را كه متفق عليه و مقرون به صحت يافته ، اخذ كرده و در اينجا ثبت نمودم ، اين است . . . « 2 » »
در آثار عجم ، حذف فعل بدون قرينه و استعمال وجه وصفى فعل بشدت رواج دارد كه گاهى ناپسند مىنمايد :
« . . . ايران مملكتى وسيع بوده ؛ هر جايى از آن نامى داشته كه تغيير يافته . . . گويند نام هوشنگ يا برادر آن بوده . . . « 3 » »
هامش
( 1 ) . نحو و صرف خط آريا ، ص 19 .
( 2 ) . آثار عجم ، ص 385 .
( 3 ) . همانجا ، ص 9 .