لهذا خود نيز در آخر اعتراف مىنمودند كه بيان حقايق آن عوالم قابل توصيف نيست .
دوّم : سلسلهاى از مردم كه به متابعت راه انبياء تشرّف ادراك اين حقايق و فيوضات به قدر اختلاف و استعدادات نصيبشان شده است . اينان نيز سخن در پردهء استعاره و تمثيل گفتهاند .
عالم خلوص و اخلاص
بايد دانست كه وصول بدين مقامات و درجات بدون اخلاص در راه حقّ صورت نبندد و تا سالك به منزل مخلَصين نرسد كشف حقيقت چنان كه بايد براى او نخواهد شد .
بدانكه اخلاص و خلوص بر دو قسم است : اول : خلوص دين و طاعت از براى خداى تعالى . دوم : خلوص خود را از براى او . و دلالت بر اوّل دارد كريمهء شريفهء :
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
. « 1 » و بر دوم دلالت دارد كريمهء شريفهء :
إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 2 » .
و حديث نبوى مشهور : من أخلص لله أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه إلى لسانه
« 3 » دلالت بر قسم دوم دارد .
يعنى كسى بدين مرحله مىرسد كه خود را براى خداى تعالى
هامش
( 1 ) - آيهء 5 ، از سورهء 98 : بيّنة : [ و مأمور نشدهاند جز اينكه خداوند را به گونهاى بپرستند كه دين را براى وى خالص كرده باشند ] .
( 2 ) - آيهء 40 ، از سورهء 37 : صافّات : [ جز بندگان پاك شده و خالصشدهء خدا ] .
( 3 ) - [ هر كس چهل روز ( خود و عمل خود را ) براى خدا خالص كند ، چشمههاى حكمت از قلبش به سوى زبانش جريان يافته و ظاهر شود ] .