موجودات يافتم به طورى كه حضور همهء آنها را بالعيان مشهود خود مىديدم ، ولى اين حال بيش از يك لحظه دوام نداشت » .
البتّه مانع از دوام و استمرار اين حال همانا اشتغالات به تدابير بدن است و حصول تماميّت اين مراتب بعد از ترك تدبير بدن است . عارفى از عرفاء هند به نام شيخ ولىّ الله دهلوى در كتاب خود به نام « همعات » چنين گويد : به من آگاهانيدند كه فراغ از آثار نشئهء مادّيّه پس از گذشت پانصد سال از عبور عالم مادّه و مرگ صورت مىگيرد ، و اين مدّت مطابق با نصف روز از ايّام ربوبى است ، لقوله عزّ من قائل :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
. « 1 » البتّه معلوم است كه ساير درجات و فيوضات اين عالم بىحدّ و نهايت است چون پايه و اساس وضع الفاظ بر پايهء احتياجات بشرى بوده است و در اثر توسعهء احتياجات دائرهء وضع الفاظ وسيعتر شده است لذا بيان حقائق انوار تجرّديّهء عوالم ربوبى در قالب الفاظ غير ممكن است و هر چه از آنجا گفته شود اشاره و كنايه بوده نمىتواند آن حقيقت عاليه را در افهام تنزّل دهد .
بشر مادّى كه به نصّ اخبار
أنت في أظلم العوالم
در تاريكترين عوالم از عوالم الهيّه كه همين عالم مادّه است زندگى
هامش
( 1 ) - آيهء 47 ، از سورهء 22 : حجّ : [ و حقّا يك روز نزد پروردگار تو مانند هزار سال از سالهائى است كه شما مىشماريد ] .