هامش
براى درك سعادت آماده مىكند ؛ همچنين ايشان آنچنان در گراميداشت گروندگان به حق و بزرگوارى و عزت آنان پافشارى مىفرمود كه مقام و منزلت مؤمن را در رديف عزت خدا و رسولش قرار داده است ؛ چنانكه قرآن مىفرمايد :. . . وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ . . .( منافقون ( 63 ) : 8 )
. . . عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است . . .
همچنين تا آنجا در رفع نياز برادران كوشا بود كه از آنچه مورد نيازش بود مىگذشت و درباره برادران ايثار مىكرد . در اينباره نيز خداوند مىفرمايد :. . . وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ . . .( حشر ( 59 ) : 9 )
. . . و آنها را بر خود مقدم مىدارند ؛ هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند . . .
حضرت سختى و دشوارى را بر خود تحمل مىكرد تا برادران در آسايش قرار گيرند و از آنان رفع ملال شود .
با دقت در اينگونه رفتارهاى انسانى و الهى درمىيابيم كه بزرگترين هدف انسانيت ، حفظ نواميس چهارگانه يعنى انس ، كمال ، عزت و عون به واسطه پايههاى چهارگانه وفاق ، اتحاد ، تواضع و فتوت است كه هر انسان مسلمانى بايد خود را در نگهدارى و احياى آنها سهيم كند و بكوشد تا جامعه اسلامى برادرانه در كنار هم زندگى كنند ؛ بهگونهاى كه سربلندى و عزت اسلامى خويش را بازيابند .