هامش
ما توجه به اعمال آنها ( كفار ) كرده و آنها را همچون غبار پراكنده معدوم ساختيم .
در جاى ديگر مىفرمايد :فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ( محمد ( 47 ) : 9 )
اعمال آنها را نابود كرد .إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ( نساء ( 4 ) : 31 )
اگر از گناهان كبيره بپرهيزيد ، سيئات ( گناهان صغيره ) شما را جبران مىكنيم ( و مىبخشيم ) .إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ( همان / 48 )
خداوند شريك را نمىبخشد ؛ ولى ساير گناهان را براى هركس بخواهد مىبخشد .
اين آيه مربوط به ايمان و توبه نيست ؛ بلكه مربوط به شفاعت است ؛ زيرا ايمان و توبه باعث آمرزش عموم گناهان حتى شرك مىشود . با اينكه شرك در اين آيه استثنا شده است .
يا همچنين خداوند مىتواند عمل كم را زياد كند ؛ چنانكه مىفرمايد :أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ( قصص ( 28 ) : 54 )
آنها ( مؤمنان ) پاداششان را دو مرتبه دريافت خواهند داشت .مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها( انعام ( 6 ) : 160 )
هركس كار نيكى بجا آورد ، ده برابر آن پاداش دارد .
و نيز ممكن است عمل معدومى را موجود سازد ؛ چنانكه فرمود :وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ( طور ( 52 ) : 21 )
كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان هم در اين قسمت از آنها پيروى كردند ، فرزندانشان را به ايشان ملحق مىسازيم و از عمل آنها هيچ كم نمىكنيم ( چه اينكه ) هركس مرهون اعمال خويش است .
اين همان موضوع « الحاق » است كه كسى را به حكم ديگرى قرار مىدهد ، بدون اينكه عمل او را انجام داده باشد . خلاصه اينكه خدا هر كار بخواهد مىكند و هر حكم بخواهد مىدهد ، ولى البته هر كار كه مىكند از روى مصلحت و علتى است كه واسطه ميان او و آن كار است . در اين صورت چه مانعى دارد كه يكى از اين مصالح و علل ، شفاعت انبيا و اوليا و بندگان مقربش باشد ، نه گزاف است و نه ظلم .
از اين بيان روشن مىشود كه شفاعت يعنى مقام « شافعيت » درباره خداوند نيز صادق است ؛ زيرا هريك از صفات او واسطه فيض ميان او و مخلوقات او است . در واقع شفيع و شافع مطلق او است ؛ چنانكه مىفرمايد :قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً( زمر ( 39 ) : 44 )