تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
هامش
زيرا شفاعتى كه در اين آيات ذكر شده ، در مورد تدبير خلقت و آفرينش است و اين همان شفاعت تكوينى يعنى وساطت علل و اسباب در ميان او و مخلوقاتش در تنظيم وجود و بقاى آنها است . و اما از نظر دوم كه جنبه تشريع است ، هيچ مانعى ندارد كه مفهوم شفاعت طبق آن تحليلى كه گفته شد در مورد خداوند متعال صادق شود . آيات زير ناظر به اين قسم از شفاعت يعنى شفاعت تشريعى است .وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ( سبا ( 34 ) : 23 ) هيچ شفاعتى نزد او ، جز براى كسانى كه اذن داده ، سودى ندارد .يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا( طه ( 20 ) : 109 ) در آن روز ، شفاعت هيچ‌كس سودى نمىبخشد ، جز كسى كه خداوند رحمان به او اجازه داده ، و به گفتار او راضى نيست .لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَرْضى( نجم ( 53 ) : 26 ) ( و چه بسيار فرشتگان آسمان‌ها ) كه شفاعت آنها سودى نمىبخشد مگر پس از آنكه خدا براى هركس بخواهد و راضى باشد اجازه ( شفاعت ) دهد .لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى( انبياء ( 21 ) : 28 ) ( و آنها جز براى ) كسى كه خدا راضى ( به شفاعت براى او ) است شفاعت نمىكنند .وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ( زخرف ( 43 ) : 86 ) و كسانى را كه غير از او مىخوانند قادر بر شفاعت نيستند ؛ مگر آنها كه شهادت به حق داده‌اند و به خوبى آگاهند . چه اينكه اين آيات ، مقام شافعيت را براى عده‌اى از ملائكه و افراد بشر به اذن و رضاى خداوند تثبيت مىكند و در واقع خداوند مالك ملك و فرمان ، اين مقام را به آنها بخشيده و لذا آنان با توسل به رحمت و عفو و مغفرت و ساير صفات عاليه خداوند مىتوانند بنده پريشان‌حال و گنهكارى را كه مستوجب عقوبت گرديده ، مشمول رحمت و آمرزش حق ساخته و از تحت عنوان مجازاتى كه مقرر شده ( به‌عنوان حكومت نه معارضه و تضاد ) خارج سازند ؛ همين‌طور كه خود او مىفرمايد :فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ( فرقان ( 25 ) : 70 ) خداوند گناهان آنها را به حسنات تبديل مىكند . بنابراين خداوند مىتواند بر اثر شفاعت ، عملى را به عمل ديگر تبديل كند ؛ همچنان‌كه ممكن است عمل موجودى را به جهاتى معدوم سازد ؛ چنان‌كه در آيات زير به آن اشاره شده است :وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً( همان / 23 )
شذرات المعارف ( فارسى ) — صفحة 32 | محمد على شاه آبادى / نور الله شاه آبادى