مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ »
، و ابداع مشيت و اراده و ظل اللّه و عرش الرّحمن « 1 » و حق مخلوق به و رحمت واسعه و حقيقت محمديه الى غير ذلك كه هر اسم به اعتبارى بر آن حقيقت واحده اطلاق شود . و مراد به كونين ، مكوّنات است ، چه عقول باشد ، چه نفوس ، و چه طبايع . چنان كه عارفى فرموده « 2 » است :
« اول ز مكوّنات عقل و جان است * و اندر پى او نُه فلك گردان است
زين جمله چو بگذرى چهار اركان است * پس معدن و پس نبات و پس حيوان است »
چو « 3 » قاف قدرتش دم بر قلم زد
يعنى چون « 4 » داخل شد قاف قدرت حق حقيقى بر سر قلمى كه عقل اول باشد - چنانكه ظاهر است كه قلم اولش قاف است - و « 5 » توهّم نكنى از بودن عقل ، قلم ، چه وارد است : « اول ما خلق اللّه العقل » ؛ و در « 6 » حديث ديگر : « اول ما خلق اللّه القلم » . و اختصاص ندهى قلم را به قلم ظاهرى ، به جهت آنكه معناى قلم « ما يكتب به » است ، و به عقل اول است كه نگاشته مىشود صور حقايق تمام اشياء در نفوس بشريّه .
هزاران نقش بر لوح عدم زد
بهمعنى آنكه همچنانكه حروفات تدوينى از كاتب صورى « 7 » به توسط قلم نيى در لوح ظاهرى رسم مىشود ، همچنين صور تمام اشياء از كاتب حقيقى به توسط قلم عقلى در الواح اعدامى كه عبارت از ماهيّات باشد ،
هامش
( 1 ) . شا : ( و عرش الرحمن ) را ندارد .
( 2 ) . پا : متذكر
( 3 ) . پا : قوله : چه
( 4 ) . دا : ( چون ) را ندارد .
( 5 ) . پا : ( و ) را ندارد .
( 6 ) . پا : ( در ) را ندارد .
( 7 ) . پا : كاتب مجازى