تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
جامى سامى :
« هر مرتبه از وجود نامى دارد * گر حفظ مراتب نكنى زنديقى »
و از جمله امثله و دلايل توحيد است صوت واحد كه متكثّر مىشود به حسب مخارج و مقاطع بيست و هشت‌گانه ابجدى ، به عدد منازل بيست و هشت‌گانه‌ى قمر در حركت ذاتى خودش ، در بروج اثنى عشر . قال تعالى :
« وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
. و ايضا اين « 1 » منازل نفس و صوت در مراتب و مقاطع مذكور ، نظير بيست و هشت مراتبى است كه از براى نفس رحمانى در مراتب قوس نزول هست ، از عقل و نفس و افلاك تسعة و بسايط اربعه و مواليد ثلاثه ، و نه مقوله‌ى اعراض ، و كون جامع انسانى . و از امثله‌ى توحيد وفق اضلاع متكثرهء مربّعات است . كما قيل :
« وفق ضلع مربعات نگر * هم چو آب بقا به هر جدول »
بالجمله معلوم است كه تكثر و اختلاف ناشى از معانى آنهاست ، و إلّا در حقيقت صوت بودن تمام واحد و شريك‌اند ، و اگر در لوحى رسم شوند آن وقت تخالف به حسب مكان هم محقق است .
« پيداست سرّ وحدت از اعيان ما ترى * كالعكس فى المرايا و النفس فى القوا شد مختلف به مخرج ، اگر نه ، چه شد كه هست * يك صوت و يك ترانه گهى مدح و گه هجا ؟ »
هامش
( 1 ) . پا : ( اين ) را ندارد .
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 142 | پرويز عباسى داكانى / محمد ابراهيم سبزوارى