آغاز و سرانجام همه پاى من است »
بود نور خرد در نور انور
يعنى انوار قاهره - كه عقول باشند - نسبت به نور الانوار مثل نور بصر است با نور شمس كه بر هر دو نوريّت صادق است ؛ امّا فرق بين دو نور در شدّت و ضعف ، مثل فرق آسمان و ريسمان است ، هر چند با هم جناس لفظى « 1 » دارند .
مثنوى :
« آن يكى شير است كآدم مىخورد * وان يكى شير است كآدم مىخورد « 2 » »
از اينجا است كه خود مىفرمايد :
بسان چشم سر در چشمهى خور
يعنى هر فرق و امتياز كه بين نور بصر و نور شمس است در شدّت و ضعف نوريّت - با آنكه در صنف اعمّ كه قدر مشترك بين نورين است شريكاند - به أشدّ مراتب بين انوار عقول مجرّده و بين حضرت « يا نور كلّ نور » است .
[ وحدت وجود : ]
چو مبصر با بصر نزديك گردد * بصر ز ادراك او تاريك گردد
چنانكه گذشت « 3 » : « الشىء اذا جاوز حدّه انعكس ضدّه » ، منظور آن است كه نور الانوار از غلبهى ظهور مخفى شده ، « يا من هو اختفى لفرط نوره و شدّة ظهوره » . كما اينكه از غايت قرب ، بعيد [ مىنمايد ] . كما قيل « 4 » :
هامش
( 1 ) . پا : ( لفظى ) را ندارد .
( 2 ) . پا : مىدرد
( 3 ) . شا : ( چنانكه گذشت ) را ندارد .
( 4 ) . شا : ( كما . . . قيل ) را ندارد .