سرّ حق را ز « هل أتى » بينى * « يطمعون الطعام » مىبينم
نصرت از حق همىشود ظاهر * نصرتش پايدار مىبينم
خلعت إنّما بر او فاخر * مايه افتخار مىبينم
مظهر جود و سرّ « أو أدنى » * « قاب قوسين » فاش مىبينم
كارهاى خداييش به جهان * مظهر هر صفات مىبينم
دست و شمشير او شود باهر * مظهر ذو الفقار مىبينم
بر تمام مشارق و مغرب * عدل را برقرار مىبينم
از تمام سماويان به برش * همه را چون غلام مىبينم
مغرب و مشرق از تصرّف او * همه را گلعذار مىبينم
از فيوضات مقدم نورش * مؤمنان كامياب مىبينم
از ظهور علوم و اعجازش * همه را هوشيار مىبينم
جن و انس و بهائم ارضى * همه را سرفراز مىبينم
آنچه جور و سخا بود به جهان * همه را ز آن وجود مىبينم
هر گياهى كه از زمين رويد * جمله از لطف ذات مىبينم
آنچه باران رسد به سوى زمين * جود آن نور پاك مىبينم
ماه و خورشيد و انجم دو جهان * پرتوى از فروغ مىبينم
مؤمنان غيور و شيعه پاك * صد هزاران كرور مىبينم
جلوهگاه رحيم و رحمان را * جذبهاى ز آن نگار مىبينم
مظهر جود حضرت سبحان * بر يمينش قويم مىبينم
در مقام محبّت يزدان * سرّ خلق استوار مىبينم
« فخلقت » به جاى خود موزون * رزق را هم ز شاه مىبينم
ز آنكه او علت است در غايت * رحمتش بىشمار مىبينم
علّت مادّى و صورى را * بر شئونش فراز مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣٤٩