[ 54 ] اشاره عرفانيّه [ در حكاياتى غريب از مؤلّف ]
هركه اين سخنان مرا تصديق نمايد ، و نصايح بالغه را بپذيرد وى را از جانب داعى سلام و تحنيت گويند .
وقتى در مكانى با مرحوم جنّت مكان برادرم « 1 » مشغول رياضت شرعيّه بودم ، در وقت افطار جمعى از اهل علم و ارحام معزّزين وارد شدند كه سواى دو قرص نان چيزى حاضر نبود . بعد از نماز عشا در سجده ذكر حضرت كليم اللّه را خواندم كه :
رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ؛
« 2 » چون سر از سجده برداشتم چند مجمعه طعام رسيد به دستم هديه كه براى حاضرين بدون كم و زياد معادل كفاف بود . و اين را از كرامات اين ختم جليل دانستم .
در زمان سابق مدت چهل روز در مسجد سهله ، و ما بين مسجد كوفه و سهله مشغول ذكر و توجه ، و غالبا مشغول سجود به درگاه معبود بودم ، تا آنكه صبرم از دست رفت و قرارى باقى نماند ، به مضمون حديث معتبر كه فرمود : « إذا فقد الصبر جاء الفرج » « 3 » عالمى را كه خضر را هم بود مشاهده نمودم كه مرا به فيض علم لدنّى رسانيد و از نظرم ناپديد شد .
هامش
( 1 ) . منظور مرحوم آيتالله شيخ محمد حسين نجفى رحمه اللّه صاحب تفسير « مجد البيان » است .
( 2 ) . سوره مباركه قصص : 24 .
( 3 ) . اين حديث در جوامع روايى يافت نشد .