رُفتيم ز دلم غبار اغيار * جز دوست كسى نماند ما را
بر فرق هوا زديم پايى * در سر هوسى نماند ما را
از راه هواى خود گذشتيم * جز فيض خدا نبود ما را
در بحر وفا چو غرق گشتيم * جز لطف خدا نبود ما را
ما از سر و جان خود گذشتيم * جز نور هدا نماند ما را
رفتيم به آشيانه خويش * رنج و قفسى نماند ما را
ياران همه سوى دوست رفتند * دمساز كسى نماند ما را
از نور عنايت تجلّى * جز مقصد او نماند ما را
از مظهر غيب لى مع اللّه * جز فيض خدا نماند ما را
از عالم عشق و منظر فيض * جز آيت حق نماند ما را
از عالم بسط و مطلع فيض * جز رحمت حق نماند ما را
در را ز تمام خلق بستيم * چون همنفسى نماند ما را
از عهد ألست و عالم شوق * جز رابطهاى نماند ما را
از سير حقيقت رفيقان * جز مهر و صفا نماند ما را
از راه طريقت و شريعت * جز شرع نبى نماند ما را
از همسفران عالم قدس * جز علم و وفا نماند ما را
تا چند طلب كنم ز سامان * جز صفوت حق نماند ما را
ما عاشق سرّ حقپرستيم * چون همسفرى نبود ما را
از عقل و دليل هم گذشتيم * چون عشق به سر نمود ما را
پروانه عشق لافتائيم * چون صبر دگر نماند ما را
بستيم زبان و دل گشاديم * چون جذبه حق كشيد ما را
چون سرّ عنايتش بديديم * حالات و جفا نماند ما را
ما شيعه نور نشئتينيم * جز حبّ على نماند ما را
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص١٤٦