تخمينا ده فرسخ مىباشد قلعهاى محكم در كنار دريا ساخته و برج و باروى مستحكم در وى انداختهاند .
بحر فارس
وى لجهايست از درياى هندوستان محدود است از سمت شمال بولايت فارس و از جانب جنوب به درياى عمان و يمن و از طرف غرب بملك عراق عرب و خوزستان و برّ نجد و از جهت شرق ببحر هند اين لجه تا ببحر هند رسيدن « 1 » صد و هفتاد فرسخ گفتهاند و عمقش هفتاد باع نوشتهاند از اول رسيدن شمس ببرج سنبله تا شش ماه مواج باشد آنگاه ساكن گردد جزر و مد آن در شط العرب تا قريه مطاره مسافت بيست فرسخ برسد و سقى باغات و بساتين بصره به آن آب است از جزيرهء هرمز الى بحرين غوص لؤلؤ كنند و مرواريد بزرگ در اين بحر مىباشد غلبه غوص از جزيره قيس تا جزيرهء خارك و بحرين است و قريب بندر عدن نيز غوص كنند در اين بحر عنبر مىباشد كه ماهى آن را فروبرد و بدون سبب هلاك شود عنبرى كه از شكم ماهى بيرون آورند رنك و بويش ضايع باشد - و در اين بحر گردابى است كه آن را بث مىگويند چون كسى در آنجا افتد خلاصى ممكن نباشد مگر از لطف حق سبحانه و تعالى .
گفتار در خاتمه روضهء اول از كتاب رياض السياحة
بيان شكرگزارى شهريارى كه همت والانهمتش بر اتمام آن منتقاض گشت
آرى من لم يشكر لمنعمه المجازى لم يشكر لمنعمه الحقيقى و
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
منت ايزد را كه بر وفق تمناى جان زندهدلان روضه ايران انجام گرفت و بر طبق آرزوى روشنضميران كشور عجم بوجه احسن اختتام پذيرفت عروسان معانى به زيور بيان و حليه الفاظ و كسوت عبارات آراسته شد و بخال نقاط و خطوط و زلف و سطور و گلگونه حروف پيراسته آمد الحق مشگل بود و دشوار مىنمود كه كتابى بدين نظم و ترتيب در قليل زمانى انجام گيرد و به اندك فرصتى نظام پذيرد اين
هامش
( 1 ) - كذا