اطلاق نماى امير صاحبقران حسب الإشارة آن حضرت تمامى آن گروه را از ذل اسيرى خلاصى داد جمعى از آن طايفه در ملازمت آن جناب مانده حلقه بندگى به گوش كشيدند و بعضى مرخص گشته به اوطان خويش مراجعت نمودند اكنون از آن فرقه در ديار روم و ديار بكر و ارمنيه كبرى بسيارند و خود را به خاندان صفويه منسوب مىدارند مسود اوراق بسيار از آن گروه را ديده و بصحبت ايشان رسيده در ولايت روم آن جماعت را صافى مىنامند . وفات شيخ صدر الدين در زمان دولت امير تيمور در همان ديار اتفاق افتاده شاه قاسم انوار اين قطعه را در مرثيه آن بزرگوار گفته :
صدر ولايت كه نقد شيخ صفى بود * قرب نود سال بود رهبر اين راه
جانش بوقت رحيل عطسه زد و گفت * يا ملكالموت قد وصلت الى اللّه
حالت او را ملك چه ديد عجب ماند * گفت كه يا شيخ الف يرحمك اللّه
معاصرين آن مقرب درگاه از طايفه اهل اللّه مير سيد على همدانى و سيد شاه نعمت اللّه ولى ماهانى و سيد محمد نوربخش قهستانى و شيخ زين الدين قاديانى و شيخ بهاء الدين نقشبند بخارائى و مولانا شمس الدين حافظ الشيرازى و شيخ كمال الدين خجندى و شيخ تقى الدين على دوستى و شيخ شرف الدين مزدقانى و شيخ محمد شيرين تبريزى المعروف بمغربى ، و از زمرهء علماء سعد الدين تفتازانى و امير شريف الدين على جرجانى .
سلطان على بن شيخ صدر الدين موسى مشهور به خواجه على سياهپوش
بعد از والد سجادهنشين ارشاد خلايق گشت به زيور كمالات صورى و معنوى آراسته و از اخلاق ذمايم پيراسته بود بعضى گويند امير تيمور حسب الفرمودهء سلطان على اسراى روم را اطلاق نمود و صحبتى كه فىمابين امير صاحبقران و سلطان على واقع شده مشهور است و در بعضى كتب تواريخ على سبيل التفصيل مذكور .
منقولست كه در اواخر عمر عزيمت حج اسلام نمود بعد از حج بيت اللّه الحرام و زيارت ائمه انام در بيت المقدس در سنهء هشتصد و سى و دو بخلد برين انتقال نمود .