از آن پس شاه شمس الدين ثالث * شد از جد و پدر بر خرقه وارث
رسيد اين خرقه پس بر شيخ محمود * دگر بر شيخ شمس الدين مسعود
على شاه رضا را او خليفه * نمود اندر دكن چون بد وظيفه
فرستاد او به ايران وينت معلوم * شهيرا كو بود سلطان معصوم
هم آن شه خرقه بر نور على داد * كه بود آن شاه ماه چرخ ارشاد
حسين شيخ زين الدين ازو دلق * گرفت و گشت درجى هادى خلق
پس از وى پير مجذوب على بود * كه اندر عهد خود قطب و ولى بود
بزين العابدين شيروانى * رسيد اين خرقه با رسم و نشانى
و زو رحمتعلى هم گشت ذى قدر * كه در شيراز بود او نايب الصدر
صفى دريافت فيض خدمت او * نصيب جان ما شد رحمت او
مراد از خرقه بود و وضع ارشاد * نبودم قصد شرح حال اوتاد
كه گويم حال هريك را بتفصيل * تو وصف جمله در خود كن به تحصيل
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٢٣٣