بهل او را كه باشد بند تقليد * كند از حمق نفى اهل توحيد
نمايد نعمت اللّه خود تفاخر * بشيخ يافعى دور از تشاجر
غرض شد نعمت اللّه ولى هم * ز عبد اللّه شيخ و قطب عالم
خليل اللّه كه او برهان دين است * پدر را در طريقت جانشين است
محب الدين حبيب اللّه در اين راه * هم آمد يادگار نعمت اللّه
كمال الدين هم از وى يادگار است * كه نسل سيم از آن شهريار است
دگر هم قطب عالم در عيانى * از آن پس شد خليل اللّه ثانى
و زان پس مير شمس الدين چو ماهى * فروزان شد بگو بىاشتباهى
عيان شد پس حبيب الدين ثانى * ز چرخ دل چو ماه آسمانى
دگر شد شاه شمس الدين ثانى * بناى معرفت را پير و بانى
كمال الدين ثانى پس كلهدار * شد اندر سلسله هم صاحب اسرار
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٢٣٢